وچه ها (بچه ها ) مردم اویه (آب رو ) برهنه هنکنن (می کنن )
vecheha mardom ouye berahneh honkonan
زرنگی و جسارت بعضی افراد نسبت به دیگران را نشان می دهد .

تشت که ازپشت بم(پشت بام )بیفته جرینکسش(صداش)همه همشنوین(می شنون)
 tasht ke ez poshte bom biyofteh jeringaseshe hameh hemeshnavan
نشان از علنی شدن یه راز می باشد

آفتوی (آفتاب)که هنم باش(نمی شود) زیر غلبیر(غربال) قایم (پنهان) کنی.
Aftoye keh henombashe zire ghalbir ghayom koni
حقیقت را نمی توان با سر و صدا یا با حرکات ظاهری پنهان کرد.

اگر فیلبن(فیلبان) سرفیل نباشه (نباشد) هندوستن (هندوستان را)خوهوینه(خواب می بیند).
Agar filbon sare fil nobashe hendustone khohevine.
هنگام اعتراض به آدم جسور و دیوانه اطلاق می شود که اگر بر سرش سرپرستی نباشد دست به هرکاری می زند.

از سوز دلم خوشگل هرقصم(می رقصم).
Ez suze delom khoshgel heraghsom.
در مقام تخفیف به دختری که خواستگار ندارد، ولی های و هوی و قال و قیل می کند گفته می شود.

آسمن(آسمان ) ریسمن (ریسمان).
Asemon rismon
به جواب پرت و پلا گفته می شود.

آش کشک خاله ته (خاله ات است) بخوری پاته (پایت است) نخوری جاته (جایت است).
Ashe kashke khalete bokhori pate nokhori jate.
انجام این کار برعهده شماست و به حساب شما گذاشته می شود، حال هر طور که می خواهی رفتار کن.

اولاد حلار(حلال) زاده به دائیش هره (می رود).
Olade halarzade be daish hereh.
درمقام طرفداری از زن وبچه، زن و فامیل زن گفته می شود.

از بی کسی به گربه هنگم (می گویم) خان باجی.
Ez bikesi be gorbe hengom khan baji.
کسی که پشت و پناهی ندارد برای دلداریش چنین می گویند.

انقد(آنقدر) که هنچری (می چرید) کو دمبت ( دنبه است).
Enghad ke hencherri ku dombet.
آنقدر که حرص می زنی و چشم طمع به مال مردم داری و حلال وحرام سرت نمی شود کو پس انداز و مال و منال و سرمایه ات.

انگار نماز جعفر طیار هخوانه( میخواند).
Ongar nomaze jaefare tayyar hokhane.
به کسی که رکوع و سجودش رابیش از حد معمول طول می دهد گفنه می شود.

ازن( ازآن) نترس که های و هو داره ازن بترس که سر به زیر داره(دارد).
Ezon neters ke hayo hu dare ezon beters ke sar be zir dare.
از آدم شلوغ نباید ترسید، از آدم مکار باید ترسید.

از شیر شمبه( شنبه) و از دوغ جم(جمعه ) بگذشتی.
Ez shire shambe vo ez dughe joma bogzeshti.
در مقام اعتراض به شخصی که وعده تو خالی می دهد و به هیچ چیز هم نرسیده است گفته می شود.

اگه (اگر) علی ساربونه (ساربان است) هندانه (می داند) که کجا شتر کجا بخفتانه(بخواباند).
Age ali sarebone hendane ke shotore koja bokhoftane.
در مقام پاسخ به کسی است که دیگری را شایسته انجام کاری نمی داند، درحالی که او به کارش مسلط است.

به لو(لب) دهنم (دهانم) نرسه (نرسد) به وچگنم برسه (برسد).
Be low dohonom nerese be vechegonom berese.
هرچیزی که دارم مال بچه هایم است.

بنم (به نام ) احمد به کم (کام )محمود.
Be nome ahmad be kome Mahmud.
زحمت را کسی می کشد و استفاده را دیگری می برد.

بکشیم به کشنده هنندنیم (نمی دهیم) بخوریم به خورنده هنندنیم (نمی دهیم).
Bokoshim be koshende henendenim bokhorim be khorende henendenim.
هوای فامیل را باید داشت.

به حرف گربه سیا(سیاه) بارن( باران ) هننگیره(نمی گیرد).
Be harfe gorbe siya baron henengire.
در مقام اعتراض به شخصی که لعن و نفرین می کند، گفته می شود یعنی نفرین آدم ناحق به جایی نمی رسد.

تو گو(گاو) باش شاخ بزن.
To gow bash shakh bezen.
اگر توان انجام کاری را داری معطل نکن شروع کن.

تا گوساله گو(گاو) هاباشه (بشود) دل صابش (صاحبش) او( آب ) هاباشه (بشود).
Ta gusale gow habashe dele sabesh ow habashe.
تا بچه ای بزرگ شود دل پدر و مادرش خون می شود.

تاکل (کچل) بر(برود) آرا (آرایش) کن (کند) عروسی تمم (تمام) همباشه(می شود)
Ta kal bere ara kone arusi tomom hombashe.
اشاره به آدم های بی دست و پاست که تا بروند کاری را شروع کنند از وقت آن کار گذشته است.

جوواب (جواب) سنگ کلوخه (کلوخ).
Jovabe sang kolokhe.
هر عمل، عکس العملی به دنبال دارد.

جوز که بشکنی تغش (صدایش) ر(را) خدا همش نووه( می شنود).
Joze ke beshkeni taghesh re khoda hemesh nove.
خدا از همه چیز آگاه است و نیاز به ظاهرسازی ندارد.

جوواب (جواب) ها ، هویه.
Jovabe ha huye.
هر عمل، عکس العملی به دنبال دارد. هرطور که با مردم رفتار کنی انتظار داشته باش که با تو به همان نحو رفتار کنند.

چوی (چوب) خدا صدا نداره (ندارد) وختی (وقتی) بخوره (بخورد) دووا (دوا)نداره (ندارد).
Chuye khoda seda nedare vakhti bokhore dova nedare.
در مقام نصیحت به کسی گفته می شود که خدا را از نظر دور داشته و به عمل زشتی دست زده است، آنچه که نصیبش شده است نشانه غضب الهی است.

حرف راست از وچه (بچه ) بشنو.
Harfe raste ez veche beshno.
بچه راستگو و درستکار است.

خو(خواب )خو همیاره (می آورد) بیداری درد سر.
Khow khow hemiyare bidari dardesar.
خواب،خواب می اورد و بیداری درد سر.

دست به عصا را(راه ) هرم ( می روم).
Dast be asa raherom.
در هرکاری باید حزم و احتیاط پیشه کرد.

در نبود گوشت چغندرم (چغندر هم) سالاره( سالار است).
Dar nebude gusht choghonderam salare.
وقتی چیز خوبی پیدا نمی شود مشابه آن هم نیکوست.

در دروازه همباشه ( می شود) دوندی (ببندی) در دهن ( دهان) مردم هنمباشه (نمی شود) دوندی (ببندی).
Dare darvazeye hombashe devendi dare dohone mardome henombashe devendi
درمقام انتباه به کسی گفته می شود که رازداری نمی کند و حرفی را همه جا می زند.

زمستن(زمستان ) تمم (تمام ) همباشه(می شود) سیاهیش به زغال همانه(می مانه).
Zemeston tomom hombashe siyahish be zoghal homane.
بالاخره گرفتاری مرتفع می شود و کسانی که برای حل گرفتاری، همراهی نکرده اند خجالت زده می شوند.

شابار (شاه بار) بی برف نیه (نیست).
Shabar bi barf niye.
در اعتراض به کسی که ادعای بی چیزی می کند گفته می شود.
همان گونه که «شاه
بار» (شاهکوه) بدون برف نیست شما هم بدون چیز نمی توانی باشی.

شو سیا (شب سیاه ) گو(گاو) سیا( سیاه ).
Show siya gow siya.
کی به کیه. هرکاری که شب انجام بدهی کسی متوجه نمی شود.

شاه همبخشه (می بخشد) شاقلی (شاه قلی ) هنمبخشه ( نمی بخشد).
Shah hembakhshe shagholi henembakhshe.
صاحب اصلی گذشت و بخشش می کند،ولی دور و بریها (بادمجان دور قابچینها)مانع بذل و بخشش او می شوند.

علیخن (علیخان ) به خودت بخون(بخوان).
Ali khon be khodet bekhon.
به جای عیب جویی از دیگران،عیب خودت را ببین.

غلم (غلام ) سیاه خون بدیه (دیده است ).
Gholome siya khon bediye.
آدم نازک نارنجی که با اندک ناراحتی فریادش به آسمان بلند می شود.

غارم زده غورم زده ، پس مانده کلاغ کورم زده.
Gharom zede ghurom zede pasmande kelagh kurom zede.
در مقام اعتراض به آدم بی سر و پایی است که برای آدم نجیب مضمون کوک می کند.

کمشی (قومسی)اگر کاری باشه ( باشد) شر(شهر) دیار خودش کار بسیاره (بسیاراست).
Komeshi ager kari bashe share diyare khodesh kar besyare.
در مقام اعتراض به شاهرودیهایی گفته می شود که برای کار کردن به شهرهای مازندران می روند.

کا (کاه ) از تویه (مال تو) کادنم (کاهدان هم) از تویه.
Ka ez toye kadonam ez toye.
به آدم شکم پرست گفته می شود که به فکر سلامتی اش نیست.

کلخ (کلوخ ) نییم (نیستیم ) که او (آب) ها باشم (بشوم).
Kolokh niyom ke ow habashom.
جواب فردی است که موقع بارندگی قصد بیرون رفتن دارد.

گل از منار زیادی بزیه (زده است).
Gel ez menar ziyadi beziye.
به شخصی که حسابی غذا خورده است و اضافه غذای خود را به دیگری می بخشد.

مین (میان ) همه بلبلا (بلبلان ) یکی شن (یکیشان) جرجرانو (پروانه ) درهمیه (می آید).
Miyone hame bolbola yekishon jer jeranu darhemiya.
بچه های آدم هم یکدست تربیت نمی شوند، یکی از آنها هم بدجنس و نافرمان می شود.

مگه (مگر) خون کردم.
Mage khun kerdom.
فردی که زیاد از او کار می کشند در مقام اعتراض این ضرب المثل را می آورد.

نه به این نازت نه به این گازت.
Na be in nazet na be in gazet.
در اعتراض به مردی است که هم با زنش محبت می کند و هم با او دعوا دارد .

نخوردیم نن (نان ) گندم بدییم (دیده ایم ) دست مردم.
Nokhordim none gandom bediyeym daste mardom.
درست است که این کار را خودمان انجام نداده ایم ، ولی دیده ایم که دیگران چگونه انجام داده اند.

واسه (برای ) یک بی نماز که در مسچد دنن وندن (نمی بندند).
Vaseye yak binomaz ke dare maschede denenvendan.
به خاطر یک فرد نادرست که از انجام کار خیر صرف نظر نمی کنند.

واس (برای) کسی بمیر که واست (برایت ) تو (تب ) کنه (کند).
Vase kesi bemir ke vaset tow kone.
کسی که فداکار است برایش باید بیشتر فداکاری کرد.

هرچه پیدا هنکنه (می کند) خرج اتینا( طفیلی ها) هنکنه (می کند).
Harche peyda honkone kharj ateyna honkone.
هرچه درآمد دارد ولخرجی میکند و به دور بریها می دهد.

یکی کمه (کم است) دتا (دوتا ) غمه سه تا برار (برادر) همدمه(همدم است).
Yeki kame dotta kame setta berare hamdame.
کسی که غم هایش به سه فقره برسد آرام می گیرد.


برگرفته از کتاب فرهنگ مردم شهرستان شاهرود

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 خرداد 1393    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: بسطام، ضرب المثلهای محلی شهرستان بسطام، گویش محلی شهرستان بسطام،     |
نظرات()