سیدهادی میرآقایی :شیخ‌ محمد معروف‌ به‌ فاضل‌ بسطامی‌ از علمای‌ معاصر شهر بسطام‌ است .


وی یکی از استادان مبرز مدرسه شاهرخیه بسطام بود.
و مدتی دراین مدرسه به تدریس مشغول بود ،سپس  به‌ مشهد مقدّس‌ مهاجرت‌ كرد و از علما و مدرسین‌ معروف‌ حوزة‌ علمیة‌ مشهد شد و بسیاری‌ از علمای‌ مشهد و قم‌ و نجف‌ از محضر علمی‌ وی‌ بهره‌ و استفاده‌ بردند یكی‌ از شاگردان‌ وی‌ آقاشیخ‌ عبدالوهاب‌ برادر آقاشیخ‌ عبدالرزاق‌ است‌ وی‌ در محضر آقا شیخ‌ محمدفاضل‌ بسطامی‌ و آقاسیدجعفر شهرستانی‌ و حاج‌ آقاحسین‌ قمی‌ درس‌ خواند.


احتشام‌ كاویانیان نویسندة‌ كتاب‌ «شمس‌الشموش‌» كه‌ هم‌ عصر و مقارن‌ با شیخ‌ محمد فاضل‌ بوده‌ است‌ در كتاب‌ مزبور نقل‌ كرده‌ كه‌ روزی‌ با فاضل‌ بسطامی‌ كه‌ سرپرست‌ مدرسة‌ سعدیه‌ بود به‌ قریة‌ طرق‌ مشهد رفتیم‌ «در سال‌ 1303 خورشیدی‌ سیدمحسن‌ طلبه‌ كه‌ اهل‌ قاینات‌ و ملای‌ قریة‌ طرق‌ بود نگارنده‌ و مرحوم‌ آیت‌الله حاج‌ میرزامحمد آقازادة‌ خراسانی‌ و حجه الاسلام‌ شیخ‌ محمد فاضل‌ بسطامی‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ از طرف‌ آیت‌ الله حاج‌ میرزا محمد آیت‌الله زادة‌ خراسانی‌ سرپرستی‌ طلاب‌ را در مدرسه‌ سعدیه‌ داشت‌ برای‌ صرف‌ ناهار به‌ قریة‌ طرق‌ دعوت‌ كرده‌ بود.


پیشینة‌ تاریخی‌ مدرسه سعدیه یا پایین پای

وجه تسمیه مدرسه به پایین پای ،به علت قرار گرفتن در قسمت پایین پای حرم حضرت رضا(ع) مابین صحن نو(آزادی کنونی) و صحن موزه (امام خمینی کنونی) قرار داشته است .

موسس مدرسه ،سعدالدین محمد وزیر است .وی یکی از عاملان مهم اعتلای فرهنگی و عرصه وقف شهر مشهد در نیمه دوم سده یازده قمری است.
او که وزیر عباسقلی خان شاملو ،بیگلربگ خراسان در دوره صفویه بوده بنابر کتیبه سنگی سر در مدرسه عباسقلی خان ،پیشکاری عباسقلی خان را در سال احداث مدرسه (1077ق) برعهده داشته است درسال 1087 مدرسه پایین پای را می سازد و موقوفات مهمی را در همان سال وقف مدرسه مزبور کرده است به طوری که ماده تاریخ احداث مدرسه را مصرع «بود آباد مجمع فضلا»ساخته اند. از این رو به مدرسه «سعدیه »یا «سعدالدین »معروف بود(سیدی 1382: 170)

امّا با گذشت‌ زمان‌ از آنجا كه‌ در اطراف‌ مدرسه‌ چند تیمچه‌ و كاروانسرا شامل‌ تعدادی‌ مغازه‌ معروف‌ به‌ پایین‌ پا وجود داشته‌ این‌ مدرسه‌ در بین‌ مردم‌ به‌ «مدرسه‌پایین‌ پا» مشهور شده‌ است‌.

نویسنده‌ منتخب‌التواریخ‌ از مدرسه‌ مزبور چنین‌ یاد می‌كند: «این‌ مدرسه‌ در پشت‌ مقبره‌ شیخ‌ بهایی‌ واقع‌ شده‌ و سردرب‌ این‌ مدرسه‌ به‌ خط‌ ثلث‌ روی‌ كاشی‌ معرّق‌ كتیبه‌ نوشته‌ شده‌ و الان‌ریخته‌ شده‌... و تاریخ‌ آن‌ 1086 ق‌. است‌». (خراسانی 1347: 600)

فریزر جهانگرد انگلیسی‌ كه‌ حدود سال‌ 1240 ق‌ از این‌ مدرسه‌ بازدید كرده‌ دربارة‌ آن‌ می‌نویسد:«این‌ مدرسه‌ هم‌ خیلی‌ منظم‌ است‌، یك‌ باب‌ حمام‌ و كاروانسرا و بعضی‌ دكّاكین‌ و املاك‌ بر آن‌ وقف‌ است‌ و پنجاه‌ نفر طلبه‌ در آن‌ ساكن‌ می‌باشند...»

نویسنده‌ مطلع‌الشمس‌ نیز این‌ مدرسه‌ را در زمرة‌ مدارس‌ قدیمی‌ برشمرده‌ و كتیبه‌ سر در آن‌ را به طور كامل‌ ذكر كرده‌ است‌. (اعتمادالسلطنه1360: 513/1)

به‌ علت‌ مجهول‌التّولیه‌ بودن‌ مدرسه‌ ،امور مدرسه‌ زیر نظر اداره‌ اوقاف‌ قرار داشت‌ كه‌ از سوی‌ اداره‌ اوقاف‌ ،تولیت‌ آن‌ به‌ آیت‌الله میرزا احمد كفایی‌ واگذار شد و ایشان‌ حجّه‌الاسلام‌ شیخ‌ محمّد فاضل‌ بسطامی‌ را به‌ عنوان‌ سرپرست‌ مدرسه‌ منصوب‌ كرده‌ بودند.(پسندیده 1385: 246/1)متاسفانه این مدرسه در طرح گسترش حرم مطهر از بین رفت.
 
شیخ‌ محمد فاضل‌ بسطامی‌ در سال‌ 1317 ه.ش‌ چشم‌ از دنیا فروبست‌.


محمدتقی مسعودیهمحمدتقی مسعودیه ،پدر موسیقی شناسی ایران

محمدتقی مسعودیه در روز بیستم فروردین ماه 1306 در شهر مشهد (خیابان خاكی، كوچه‌ نصرت الملك) متولد شد. روز تولدش مقارن بود با میلاد امام محمدتقی(ع) و به همین خاطر، نام محمدتقی را برایش برگزیدند. پدر بزرگ مادری اش (محمدفاضل بسطامی) او را مجدالاولا لقب داده بود و به همین دلیل ،‌نزدیكانش او را مجدی می خواندند.

پدرش محمدعلی مسعودیه، بنكدار بود و از مدرسه كالج تهران دیپلم گرفته بود. وی از ارادتمندان و خادمان امام رضا(ع) بود و پس از فوت، در صحن حرم امام رضا(ع) دفن شده است.

پدر بزرگ پدری اش غلامعلی یزدی از ملاكان یزد بود و هنگامی كه پسرش (محمدعلی) نه سال داشت به مشهد مهاجرت كرد. غلامعلی از مبارزان مشروطه خواه بود و در حرم امام رضا(ع) خدمت می نمود و به این خاطر، ملقب به مسعودالتولیه شد و بعدها نام خانوادگی مسعودیه را برگزید.

پدر بزرگ مادری اش محمدفاضل بسطامی ،اهل بسطام و از اساتید علوم دینی مدرسه میرزاجعفر مشهد و نیز از مبارزان مشروطه خواه بود و دوستی با همرزم مشروطه خواه اش غلامعلی مسعودالتولیه سبب شد تا زمینه ازدواج محمدعلی مسعودیه با دخترش حلاوت فاضل بسطامی مهیا شود.

محمدتقی مسعودیه دوره ابتدایی تحصیلی را از مهر ماه 1313 الی خرداد ماه 1319 در دبستان علیمه مشهد گذراند و از مهرماه 1319 برای طی دوره متوسطه وارد دبیرستان شاهرضای مشهد شد و توانست در خرداد ماه 1324 دیپلم علمی سال پنجم متوسطه را از آن دبیرستان اخذ نماید.
او در طول دوران تحصیل، دانش آموزی دقیق، منضبط و سخت كوش بود. پس از آن به تهران آمد و در خرداد ماه 1325 دیپلم ادبی سال ششم متوسطه را از دبیرستان دارالفنون تهران دریافت كرد. در تابستان 1322 از یكی از خویشاوندانش به نام محمد فضایلی یك ویولن خرید و نزد وی به فراگیری ویولن و موسیقی ایرانی پرداخت.

سپس نزد شخص دیگری به نام جوان كه آموزگار سرود مدارس مشهد و نیز همسایه شان بود، آن را ادامه داد. تحصیلات دوره عالی را از مهرماه 1326- برای جلب رضایت پدرش – در دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران پی گرفت و همزمان در هنرستان عالی موسیقی تهران به تحصیل موسیقی پرداخت و در شهریور ماه 1329 دانش نامه لیسانس حقوق قضایی و دیپلم عالی موسیقی را دریافت كرد. سپس برای ادامه تحصیل عازم پاریس شدو از سال 1331 (اكتبر 1952) در مدرسه عالی موسیقی پاریس به فراگیری ویولن نزد لین تالوئل ، كنتراپون نزد نوئل گلان و هارمونی نزد ژرژ داندلو  پرداخت و در سال 1335 (جولای 1956) موفق به دریافت دانش نامه لیسانس هارمونی شد. آن گاه برای ادامه تحصیل در مدرسه عالی موسیقی لایپزیگ به آلمان رفت.

شادروان مسعودیه در این باره می‌گفت: «با توجه به اینكه اینجانب در پاریس از هیچگونه كمك هزینه یا بورس تحصیلی استفاده نمی‌كردم، الزاماً ناچار بودم به منظور ادامه تحصیل و تامین زندگی به مشاغل گاهی سخت و مشقت بار تن در دهم. از این رو به منظور ادامه تحصیلات موسیقی در رشته كمپوزیسیون (آهنگ سازی)،‌ از اتحادیه بین‌المللی دانشجویان ایرانی كه مقر آن در پراگ بود، تقاضای بورس تحصیلی نمودم. خوشبختانه تقاضایم مورد قبول واقع شد و توانستم رشته كمپوزیسیون را در مدرسه عالی موسیقی لایپزیگ تحصیل نمایم.»

در 24 شهریور 1337 (15 سپتامبر 1958) شروع به تحصیل در رشته آهنگ سازی در مدرسه عالی موسیقی لایپزیگ نزد اتمار گرستر و یوهانس ویروخ  نمود و در 15 تیر 1342 (6 جولای 1963) دانش نامه لیسانس آهنگ سازی را دریافت نمود. سپس به كلن رفت تا در دانشگاه آن شهر به تحصیل موزیكولوژی و اتنوموزیكولوژی بپردازد.

در 18 فروردین 1343 (7 آوریل 1964) وارد دانشگاه كلن شدو موزیكولوژی را نزد كارل گوستاف فلرر  و اتنوموزیكولوژی را نزد ماریوس اشنیدر  فرا گرفت و با تصویب پایان نامه اش در 21 اردیبهشت 1347 (11 مه 1968) موفق به اخذ دانش نامه دكترای موزیكولوژی شد. پایان نامه تحصیلی دوره دكترای ایشان كه درباره آوانویسی آواز شور و تجزیه وتحلیل آن است، در همان سال (1968) در دو جلد در آلمان منتشر شد. دكتر مسعودیه پس از پایان تحصیلات، برای تحقیق و تدریس به ایران بازگشت بنا به گفته خودش: « به منظور تدریس در گروه موسیقی دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ‌كه مدت كوتاهی از تاسیس آن می‌گذشت، تقاضای اشتغال نمودم.

در بدو امر با گذشت تقریباً یك سال و نیم، علی رغم آن كه در گروه موسیقی دانشكده هنرهای زیبا تدریس می‌نمودم، تقاضای اشتغالم مورد موافقت قرار نگرفت.»

در7 دی 1348 ابتدا به عنوان استادیار پیمانی در گروه موسیقی دانشكده مذكور مشغول به كار شد و پس از طی مراحل رسمی آزمایشی و رسمی قطعی در سال‌های 1351 و 1353، در تاریخ 9 تیر 1353 به سمت دانشیاری و سرانجام در 7 اردیبهشت 1372 به سمت استاد رسمی قطعی تمام وقت ارتقا یافت و تا آخرین روز عمر پر ثمرش با همین عنوان، عضو هیأت علمی بود و به تدریس و تحقیق اشتغال داشت.

تاریخ موسیقی اروپا، هارمونی پیشرفته و پراتیك، فرم و آنالیز، ‌سازشناسی، اركستراسیون، ترانسكریپسیون و مباحث مختلف اتنوموزیكولوژی و ... بعضی از درس‌هایی هستند كه اغلب توسط استاد مسعودیه و برای اولین بار در دانشگاه تدریس شده‌اند. ایشان، استاد راهنمای چندین پایان نامه دانشجویی نیز بوده‌اند.
.
دكتر مسعودیه – كه در آثارش از عنوان «دكتر» استفاده نمی‌كرد و به «محمدتقی مسعودیه» بسنده می‌كرد و آن را دوست تر می داشت – موشكافانه به تحقیق و پژوهش در حوزه موسیقی محلی ایران و ردیف موسیقی سنتی ایران پرداخت و هیچ‌گاه رابطه حرفه ای و عاطفی اش را با بستر و زمینه‌ی تحقیقی اش – كه همان فرهنگ و هنر توده‌ها و رامشیان اقالیم ایران زمین بود- قطع نكرد.

به قول خودش: «ایران مانند همه فرهنگ های پیشرفته، از یك سو دارای موسیقی سنتی (ردیف) است و از سوی دیگر، موسیقی بومی یا به اصطلاح محلی، در این گروه بندی باید همچنین موسیقی مذهبی را اضافه نمود. اصولاً موسیقی سنتی یا به اصطلاح هنری در درجه اول به علت دارا بودن قواعد تئوریك مدون، نسبت به موسیقی بومی تمایز می یابد.

گرچه خصوصیات دیگری مثل ارائه موسیقی توسط موسیقیدانان حرفه ای و گرایش در جهت ویرتوئوزیته یا نشان دادن تبحر و تسلط اجرا كننده نیز موسیقی سنتی را از موسیقی بومی متمایز می كنند. پس از مراجعت به ایران، كلیه فعالیت های پژوهشی خود را در درجه اول به تحقیق درباره موسیقی مناطق ایران و سپس ردیف موسیقی سنتی ایران معطوف داشتم. روش تحقیق در زمینه موسیقی مناطق ایران مبتنی بر ترانسكریپسیون ملودی های رایج در مناطق ایران و تجزیه تحلیل آنها.
این روش تحقیق، در مجموع از مكتب برلن در زمینه اتنوموزیكولوژی یا بررسی موسیقی فرهنگ های غیر غربی پیروی می كند. شكی نیست در این جا فونكسیون بنیادی موسیقی یا كانتكست نیز تا حد امكان مدنظر قرار گرفته اند. بدیهی است تنها با تجزیه و تحلیل علمی مبتنی بر ثبت دقیق فرهنگ های موسیقی مناطق ایران و ردیف سنتی می توان به غنا و اهمیت آن ها پی برد.»

دكتر مسعودیه به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی مسلط بود و كتاب ها و مقاله هایش را به چهار زبان فارسی،‌ آلمانی، فرانسوی و انگلیسی تالیف و منتشر می كرد. فهرست بعضی كتاب‌ها و مقالات منتشر شده عبارتند از:
1. محمدتقی مسعودیه. تجزیه و تحلیل چهارده ترانه محلی ایران. انتشارات اداره كل نگارش وزارت
2. ردیف آوازی موسیقی سنتی تهران ( به روایت محمود كریمی)، كتاب اول (آوانویسی و تجزیه و تحلیل). انتشارات انجمن موسیقی ایران؛ موسسه فرهنگی – هنری ماهور چاپ اول، تهران، 1376.
3.ردیف آوای موسیقی سنتی ایران( به روایت محمود كریمی)، كتاب دوم(آوانویسی آموزشی،‌به همراه شش كاست). انتشارات وزارت فرهنگ و هنر؛ انجمن اشاعه و اعلای موسیقی. چاپ اول، تهران، 1356.
4. موسیقی تربت جام. انتشارات سروش. چاپ اول، تهران، 1359.
5. موسیقی بلوچستان. انتشارات سروش. چاپ اول، تهران، 1364.
6. مبانی اتنوموزیكولوژی. انتشارات سروش. چاپ اول، تهران، 1365.
7. موسیقی مذهبی ایران، كتاب اول (موسیقی تعزیه). انتشارات سروش. چاپ اول، تهران، 1367.
8. محمدتقی مسعودیه. تغییر و تحول ملودی در ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران. یادنامه استاد محمود كریمی. تهران، 1364
9. چند صدایی در مورسیقی ایران. مجله دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران. شماره 3، بهار 1377
10. تقسیم بیاتی. فصلنامه موسیقی ماهور، شماره 1، پاییز 1377
 
ایشان تعدادی مقاله كامل و نیز ناتمام داشتند كه منتشر نشده‌اند. دكتر مسعودیه آهنگ‌سازی با ذوق و توانا نیز بود كه متاسفانه فرصت كمی برای فعالیت در این زمینه یافت. در این باره می‌گفت: «بیش‌تر اهدافم در درجه اول به جمع‌آوری،‌ثبت و تجزیه و تحلیل موسیقی مناطق ایران اختصاص دارند و آهنگ‌سازی در اصل، فعالیت جنبی این جانب را تشكیل می‌دهد.

فهرست بعضی آثار آهنگ‌سازی ایشان به شرح زیر است:

1. چهار لید برای سوپرانو و پیانو (اشعار از عمر خیام نیشابوری)
تاریخ تصنیف: 1335 تا 1336، آذر، دی 1339 (1957، دسامبر 1960)
2. دو موومان برای اركستر زهی
تاریخ تصنیف: 1347
چاپ شده: دوموومان برای اركستر زهی. انتشارات اداره كل آموزش هنری وزارت فرهنگ و هنر. چاپ اول، تهران، 1357.
3. سرود برای كر و اركستر سمفونیك
تاریخ تصنیف: 17 اسفند 1347 (7 مارس 1969)
4. تنظیم آهنگ محلی «دست به دستمالم» برای سوپرانو و كر
تاریخ تنظیم: فروردین،‌اردیبهشت 1348 (آوریل 1969)
5. مارش برای اركستر نظامی، با پیانو
6. فانتزی برای اركستر زهی
تاریخ تصنیف: 10 خرداد 1349 (31 مه 1970)
7. اورتور برای اركستر سمفونیك
8. كوارتت زهی در یك موومان
تاریخ تصنیف: 15 بهمن 1357 (4 فوریه 1979)
9. سوییت ایرانی

شادروان مسعودیه در عصر روز دوشنبه دوازدهم بهمن ماه 1377 هنگامی كه مشغول كار و تصنیف آخرین اثر سمفونیکش بود، به علت ایست قلبی دنیای فانی را وداع گفت و سرانجام، بر خلاف وصیت‌اش كه آرزو داشت در شهر خیام (نیشابور) و در جوار مزار عطار و كمال‌الملك دفن شود، قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران، كالبد آن «در وطن خویش غریب» را در آغوش كشید.

با تشکر از محقق گرانمایه ،سیدهادی میرآقایی

منابع


پسندیده ،محمود،حوزه علمیه خراسان ،مشهد،بنیادپژوهش های آستان قدس ،1385
خراسانی ،ملامحمدهاشم،منتخب التواریخ ،کتاب فروشی اسلامیه ،1347
سیدی ،مهدی ،سیمای تاریخی –فرهنگی شهرمشهد،مشهد،نشرآوا،1382
صفرزاده ،فرهود ،«دروطن خویش غریب »مجله ماهور ،ش5 ،پاییز1378
-----------«یادی ازدکترمحمدتقی مسعودیه »مجله بخارا ،ش46،1384
کاویانیان ،احتشام ،شمس الشموس ،1354،بی نا

محمد فاضل بسطامی

از راست به چپ
محمدعلی میرزا – حاج شیخ محمدکاظم تهرانیان – حاج شیخ عبدالرحیم مجتهدعیدگاهی-حاج شیخ ذبیح الله قوچانی مجتهد-شاهزاده ارفع السلطان—حاج شیخ حسن کاشفی-(کاشی مجتهد)-فاضل بسطامی-میرزا علی محمدترشیزی
انجمن ایالتی خراسان و سیستان

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اردیبهشت 1393    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: بسطام، اخبار شهرستان بسطام، مشاهیر شهرستان بسطام،     |
نظرات()