بسطام نیوز :مثنوی ای نویافته از فاضل بسطامی ،دانشمند و نویسندۀ برجستۀ بسطام در مدح و ستایش حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با اهتمام پژوهشگر ارزنده سیدهادی میرآقایی گردآوری شد.


حاج‌ شیخ‌ نوروزعلی‌ فرزند حاج‌ محمّدباقر ،معروف‌ به‌ فاضل‌بسطامی‌ در سال‌ 1227 ه.ق‌ در شهر بسطام‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود. وی ‌از همان‌ كودكی‌ همراه‌ با خانواده‌ به‌ مشهد مقدّس‌ رفت  و در این‌ شهر اقامت‌ گزید.

فاضل‌ دوران‌ نوجوانی‌ را به‌ تحصیل‌ در مكتبی‌ كه‌ در پایین ‌پای‌ مبارك ‌حضرت‌ رضا(ع) واقع‌ بود سپری‌ كرد و تقریباً از سال‌ 1241 ه.ق‌ به ‌مدرسه‌ علمیه‌ نواب‌ - از مدارس‌ مشهور و بنام‌ مشهد رفت‌ و در آنجا به ‌تحصیل‌ و كسب‌ فیض‌ از محضر علما و اساتید توأم‌ با زهد و استفاضه‌ از انوار تابان‌ رضوی‌ پرداخت‌.


برخی ازمشایخ‌ و استادان فاضل بسطامی عبارتند از :
1-ملاّ شمس‌ الدین‌ بهبهانی ‌2- آیت‌ الله حاج‌ سیّد محمد قصیر رضوی‌ (علم‌ الهدی‌) 3- حاج‌ میرزا حسن‌ رضوی‌ (متوفی‌ 1278 ه.ق) 4- حاج‌ میرزا عسكری‌ (1211- 1280 ه  . ق‌ )

آثار و تألیفات‌ فاضل‌


اگر به تالیفات آن بزرگوار توجه شود ،ارادت و اشتیاق به اهل بیت (علیهم السلام) در آن دیده می شود .تالیفات بسطامی را از نظر درون مایه می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف :کتاب هایی که در فضیلت زیارت امام حسین(ع) و  واقعۀ کربلا نوشته است :

1- امواج‌ البكا :موضوع‌ این‌ اثر گریه‌ های‌ امام‌ حسین‌(ع) در كربلا و علت‌های‌ آن‌ است‌ .این‌ كتاب‌ در یك‌ طوفان‌ و چهار موج‌ تنظیم‌ شده‌ است‌.تاریخ‌ تألیف‌ این‌ كتاب‌ سال‌ 1285 است‌ و در سال‌ 1288 ه.ق‌ به‌ چاپ‌ رسید.

2- التحفه‌ الحسینیه‌: این‌ اثر دربارۀ وقایع‌ كربلا و اسرار شهادت ‌است‌ كه‌ در مجلس‌هایی‌ مرتب‌ شده‌ است‌ .فاضل‌ این‌ كتاب‌ را قبل‌ از سال ‌1265 نوشته‌ و در سال‌ 1288 به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌. وی‌ در سیزده‌ روز اوّل‌ محرم‌ سال‌ 1271 گزیده‌ای‌ از این‌ اثر را فراهم‌ آورد و آن‌ را الوجیزه‌ نامید.

3- سرور العارفین‌: در احوال‌ مختار است‌ و در یك‌ مقدمه‌ و چهارده‌ باب‌ مرتب‌ شده‌ است‌. كتاب‌ در سال‌ 1265 نوشته‌ شده‌ و از كتاب‌ سرورالمؤمنین‌ میرزاهادی‌ نایینی‌ استفاده‌ برده‌ است‌.

4- سفینه‌ النجات‌: آیت‌ الله بحرالعلوم‌ مضامین‌ دوازده‌ بند از تركیب‌ بند محتشم‌ كاشانی‌ را به‌ عربی‌ برگردانده‌ با این‌ مطلع‌:
الله اكبر ماذا الحادث‌ الجلل‌         فقد تزلزل‌ سهل‌ الارض‌ و الجبل‌
فاضل‌ یازده‌ بند این‌ منظومه‌ را به‌ فارسی‌ ترجمه‌ و شرح‌ كرده‌ است‌.

5- لؤلؤه‌ البحرین‌ فی‌ ذكر مناقب‌ الحسین‌: این‌ كتاب‌ مختصر و خلاصه‌ سفینه‌ النجات است‌ .وی‌ در مقدمه‌ چنین‌ نوشته ‌:«چون‌ شرح‌ تركیب‌ بند بحرالعلوم‌ مبسوط‌ بود خواستم‌ وجیزه‌ای‌ كه‌ مشتمل‌ بر معانی‌ الفاظ‌ و كلمات‌ دُربار آن‌ سیّد جلیل‌ باشد بنویسم‌ تا جمیع‌ قاریان‌ مراثی‌ و ذاكرین‌ استفاده‌ كنند و آن‌ صحیفه‌ پیوسته‌ در جیب‌ بغل‌ ایشان‌ باشد.»

6-. نجات‌ الخافقین‌: مؤلف ‌،احادیث‌ فضیلت‌ زیارت‌ مرقد امام‌ حسین‌(ع) را از كتب‌ معتبر علما و محدثان‌ گردآوری‌ كرده‌ و آن‌ را در یك‌ مقدمه‌ و هشت‌ باب‌ مرتب‌ كرده‌ است‌.وی‌ این‌ كتاب‌ را در ایام‌ مجاورت‌ در كربلا(1261) به‌ زبان‌ عربی‌ نوشته‌ است‌.

7- وسیله‌ النجات‌: این‌ كتاب‌ در بیان‌ مقتل‌ و به‌ زبان‌ فارسی‌ و مرتب‌ بر ده‌باب‌ است‌. تاریخ‌ شروع‌ تألیف‌ اوّل‌ محرم‌ 1271 و تاریخ‌ پایان‌ آن‌ آخر ماه‌ محرم‌ همان‌ سال‌ است‌. این‌ اثر را غلام‌ حسین‌ خوانساری‌ به‌ خط‌ نسخ‌نوشته‌ و در سال‌ 1296 چاپ‌ شده‌ است‌.

ب: کتاب هایی که درشرح حال و زندگی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و فضیلت زیارت آن بزرگوارتالیف کرده است:

1- تحفه‌ الرضویه‌: این‌ كتاب‌ در بیان‌ فضایل‌ و معجزات‌ و فضل‌ زیارت‌ وتواریخ‌ مربوط‌ به‌ امام‌ رضا(ع) است‌ كه‌ در چهار باب‌ و یك‌ خاتمه‌ تدوین‌شده‌ است‌.

2- خصایص‌ الرضویه‌: موضوع‌ این‌ رساله‌، تاریخ‌ و زندگی‌ و آداب‌ زیارت‌امام‌ رضا(ع) است‌ و در ده‌ باب‌ مرتب‌ شده‌ است‌.

پ:موضوعات گوناگون

1- خلاصه النجاه‌: این‌ كتاب‌ خلاصه‌ و ترجمه‌ رسالة‌ نجات‌ المتقین‌ میرزاعسكری‌ است‌.

2- ذخیره المعاد: موضوع‌ كتاب‌ شرح‌ و ترجمة‌ ادعیه‌ مختصر روزهای‌ماه‌ رمضان‌ و مجموعه‌ ای‌ در معارف‌ معنوی‌ است‌. كتاب‌ در سال‌ 1269به‌ خط‌ نستعلیق‌ نوشته‌ شده‌ و چاپ‌ سنگی‌ است‌ و یك‌ مقدمه‌ و سی‌مجلس‌ و یك‌ خاتمه‌ دارد.

3- سراج‌ المتهجدین‌: این‌ كتاب‌ گزیده‌ای‌ از كتاب‌ تحفه‌ الابرار حجت‌الاسلام‌ شفتی‌ و موضوع‌ آن‌ سنن‌ و آداب‌ و ثواب‌ سحرخیزی‌ و نماز شب‌ و گریه‌ و مناجات‌ در شب‌ است‌.

4- صراط‌ الجنة‌: موضوع‌ كتاب‌ پند و موعظه‌ و بسیاری‌ از اوراق‌ كتاب‌به‌ خط‌ مؤلّف‌ است‌. به‌ احتمال‌ زیاد این‌ كتاب‌ در مرحله‌ اوّل‌ تدوین‌ مانده‌است‌.

5- فردوس‌ التواریخ‌: یكی‌ از قدیم‌ترین‌ كتبی‌ است‌ كه‌ در مورد شهرمشهد نوشته‌ شده‌ و شامل‌ یك‌ مقدمه‌ و چهار باب‌ است‌. مقدمه‌،خلاصه‌ای‌ از خدمات‌ امرا و سلاطین‌ مخصوصاً پادشاهان‌ قاجار درمشهد ،باب‌ اوّل ‌،در فضیلت‌ ارض‌ اقدس‌ و شرح‌ حال‌ كسانی‌ كه‌ این‌ شهر را بنا كرده‌اند
باب‌ دوّم‌ شرح‌ حال‌ بزرگان‌ دین‌ كه‌ در رأس‌ هر صد سال‌ مروج‌ دین‌ بوده‌ اند و شرح‌ حال‌ علمایی‌ كه‌ در شهر مشهد مدفونند. در این‌ باب‌ به‌ قسمتی‌ از احوال‌ هارون‌ و مأمون‌ و مناظرات‌ امام‌رضا(ع) با دانشمندان‌ دیگر اشاره‌ شده‌ و شرح‌ مناظرات‌ آنها آمده‌ است‌.
باب‌ سوم‌ به‌ شرح‌ مباحثات‌ بین‌ علمای‌ شیعه‌ و مخالفین‌ كه‌ در مشهد رخ‌داده‌ است‌ پرداخته‌ و ترجمه‌ و شرح‌ كتاب‌ طب‌ الرضاست‌.
باب‌ چهارم‌ ،فهرست‌ موقوفات‌ و اسامی‌ كتب‌ كتابخانة‌ آستان‌ قدس ‌،كتاب‌ در سال‌ 1301 تألیف‌ شد و در سال‌ 1315 در تبریز چاپ‌ سنگی‌شده‌ است‌.

6- وسایل‌ الحسینیه‌ لطی‌ العوالم‌ البرزخیّه: كتاب‌ در مورد عقبات‌ بعد از مرگ‌ و احوال‌ قیامت‌ است‌. وی‌ در سال‌ 1306 تألیف‌ این‌ كتاب‌ را شروع‌كرد. در پشت‌ صفحه‌ بدرقه‌ و بالای‌ صفحه‌ اوّل‌ نام‌ كتاب‌ صراط‌ الجنة‌ آمده‌ اما در یادداشتی‌ به‌ خط‌ مؤلّف‌ در پشت‌ صفحه‌ اول‌ نوشته‌ شده‌است‌: «نام‌ این‌ نسخه‌ را وسایل‌ الحسینیه‌ نهادم‌.»

فاضل‌ بسطامی‌ در سال‌ 1309 دیده‌ از جهان‌ فروبست‌ و در قبرستان‌ قتلگاه‌ (باغ‌ رضوان‌) در جوار آرامگاه‌ شیخ‌ طبرسی‌ به ‌خاك‌ سپرده‌ شد.

ارادت فاضل بسطامی به ائمۀ اطهار (علیهم السلام)

شایسته است این دانشمند فاضل را پیرغلام امام حسین(ع) و امام رضا(ع) بنامیم ؛زیرا تمام زندگی خویش را وقف اشاعۀ اندیشه ها و افکار ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به ویژۀ دو امام مزبور کرده است .
خود آن بزرگوار در کتاب «خصائص الرضویه » که در شرح حال حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تالیف کرده و هنوز چاپ نشده است در این زمینه نوشته است « خداوند عالم را بر این نعمت عظیمی که مجاورت روضه عرش درجه حضرت امام رضا(ع) روحی و روح العالمین له الفدا باشد و فراغت از مشاغل دنیا و رفت و آمد با اهل عرف و مخالطه با اشخاص بی ثمر و آلوده شدن به گرفتن وظیفه و مستمری و بهترین اوقات صرف در جمع اخبار و آثار ائمه اطهار (علیهم السلام)صرف می نمایم و شب و روز در گوشۀ منزل خود باب آمد و شد به روی خود مسدود نموده به جمع اخبار اشتغال دارم و علمای واردین در این ارض فیض قرین را هر گاه مطلع شوم به قدر مقدور دید و بازدید می نمایم زیرا که ثمرات این عمل بسیار و فیض آن بی شمار است و منزل محل سکنی که در ارض اقدس رضوی دارم وقف بر روضه خوانی نموده ام و در جمیع  ایام سال هر شب جمعه ذکر مصیبت در آن منزل می نمایم و به جهت قسمت گلاب در درب روضه عرش درجه که ماده صلوات و منشا فیوضات با برکات می باشد وقف چند سهم از دکاکین نموده ام که هرشب در آن روضه منوره صرف می شود این ها همه از برکات و فیوضات آن سرور عالمیان است که به این عاصی ناتوان مرحمت فرمودند حمدالله و شکراله »(خصایص الرضویه 1307: 125)
آن بزرگوار در دو کتاب خود (تحفه الرضویه ،خصائص الرضویه) به عنایات امام رضا(ع) در حق وی ،اشارۀ مبسوطی داشته است .ما در این جا برای تیمن و تبرک به ذکر یکی از آن ها بسنده می کنیم :جناب‌ فاضل‌ در سال‌ 1248 قمری كه‌ مشغول‌ تحصیل‌ در نزد ملا شمس‌الدین ‌بهبهانی‌ بود به‌ علت‌ تنگ‌ دستی‌ قصد كرد كه‌ به‌ اصفهان‌ سفر كند و همسر و مادر خود را در مشهد گذارد اما كرامت‌ ثامن‌ الحجج‌ شامل‌حالش‌ شد و از رفتن‌ به‌ اصفهان‌ صرف‌ نظر كرد.

وی‌ در این‌ باره‌ می‌نویسد: «در آن‌ زمان‌ بسیار پریشان‌ حال‌ بودم‌ به ‌قسمی‌ كه‌ قادر بر معیشت‌ به‌ قدر ضرورت‌ نبودم‌ قصد این‌ نمودم‌ كه‌ از مشهد مقدّس‌ آن‌ سرور به‌ عزم‌ مسافرت‌ به‌ جانب‌ اصفهان‌ روم‌ و عیال ‌خود را در این‌ بلد بگذارم‌ چون‌ بر این‌ قصد مصمّم‌ شدم‌ در صبح‌ آن ‌روزی‌ كه‌ اراده‌ این‌ مطلب‌ داشتم‌ مادر پیری‌ داشتم‌ كه‌ تا زمان‌ تألیف ‌كتاب‌ تحفه‌ الرضویّه‌ حیات‌ داشتند و زیادت‌ از صد سال‌ سن‌ او [= سن‌داشت]می‌ شد شب‌ آن‌ سرور عالم‌ را در خواب‌ دیده‌ بود كه‌ در روضه ‌عرش‌ درجه‌ ،آن‌ سرور در بالای‌ تختی‌ قرار گرفته‌ و نهر آبی‌ از پای‌ تخت ‌آن‌ سرور جاری‌ است‌ و این‌ عاصی‌ در خدمت‌ آن‌ جناب‌ بنده‌ وار ایستاده‌ام‌ و آن‌ سرور به‌ مادر این‌ عاصی‌ خطاب‌ فرموده‌ بودند كه‌ مگذار پسرت‌ از مشهد ما به‌ جای‌ دیگر برود اخراجات‌ معاش‌ و گذران‌ او با ماست‌ و در خدمت‌ آن‌ سرور اشرفی‌ و ریال‌ بسیاری‌ بود یك‌ مشت‌ برداشتند و به‌ این‌ عاصی‌ مرحمت‌ فرمودند و گفتند این‌ را در امورات ‌خود خرج‌ نما و از این‌ جا به‌ جای‌ دیگر مرو و این‌ عاصی‌ در وقتی‌ كه‌ آن ‌پول‌ها را از آن‌ معدن‌ جود و احسان‌ گرفتم‌ دو ریال‌ یا دو اشرفی‌ از آن‌ها در نهر آب‌ آفتاد آن‌ سرور عالمیان‌ به‌ این‌ عاصی‌ فرمودند دو اشرفی‌ را برو و از میان‌ آب‌ بردار ،من‌ به‌ فرمودۀ آن‌ سرور داخل‌ نهر آب‌ شده‌ آنها را پیدا نمودم‌ و برداشتم‌.

بعد از اینكه‌ والدۀ این‌ تبه‌ روزگار این‌ خواب‌ را از برای‌ من‌ نقل‌ نمود فسخ‌ عزیمت‌ نموده‌ مجاورت‌ آن‌ سرور را اختیار نمودم ‌.بعد از چند زمانی از زایرین آن سرور که از ولایات بعیده به زیارت آن سرور شرفیاب شده بودند اعانه کلی به این عاصی نمودند که از عسرت و انقلاب رها شدم. وبحمدالله تا به حال از فضل و کرم منعم ذوالجلال که قریب شصت و دو سال می گذرد در کمال آسایش در این روضه عرش درجه به سر می برم و خود را از جمله اقل خدام و جاروب کشان آن بهشت فردوس مقام می شمارم و شب و روز به عتبه بوسی آن سرور عالمیان مشرف می شوم و آن چه لازمه ....زندگانی است از منعم حقیقی از خانه و منزل و کتب علمیه عطا نموده به وظیفه و مستمری دیوانیان و مستمری روضه عرش بنیان چنانچه از برای دیگران می باشد آلوده نشدم و آن چه احتیاج دارم این عبد ذلیل به مولای جلیل خود عرض می نمایم از دربار فیض آثار آن سرور اخیار عرض نموده به فضل و مرحمت خود عطا می فرمایند وبحمدالله تعالی ده جلد از کتب حقیر که تحفه الحسینیه و تحفه الرضویه و سفینه النجات و ذخیره المعاد و سراج المتهجدین و امواج البکا و وسیله النجات صغری و وسیله النجات کبری و لولوالبحرین و فردوس التواریخ که در تاریخ مشهد مقدس رضوی است به حلیه انطباع زیور گرفته و شیعیان از آن ها منتفع می شوند و وسیله النجات را قریب به سی مرتبه انطباع نموده و باز هم انطباع می نمایند و شکر می نمایم خدواند عالم را بر این نعمت عظیمی که مجاورت روضه عرش درجه حضرت امام رضا(ع) روحی و روح العالمین له الفدا باشد(خصائص الرضویه 1307: 128)

نگارنده هنگام تصحیح کتاب «خصائص الرضویه » سروده ای را از بسطامی مشاهده کرد که در سفر مکه (1281ق) در مدح حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و فضیلت زیارت آن حضرت سروده است که به خوانندگان هدیه می کند آن بزرگوار نوشته است « این عاصی تبه روزگار ،زمانی که در مکّه معظمه شرفیاب شده بودم و در مسجد الحرام در اطراف آن بیت الله الاعظم این جمعیت و این ازدحام خاص و عام را در اطراف آن سنگ مبارک دیدم به خاطر آوردم روضه عرش درجۀ سلطان خراسان را –صلوات الله علیه- مثنوی ای در این باب عرض نمودم و این مثنوی ناقابل را در این مقام تحریر می نمایم

هر زمان کین عاصی بحر الم                 در طواف کعبه ،بودم در حرم
دیدم از برنا و پیر و مرد و زن                  هندی و سندی و رومی و خُتن
ماوراء النّهری و بلخ و بخار                    از سمرقند و خراسان و تتار
از عراق و شام و از ایران زمین              از همه خلق از کهین و از مهین
اجتماع و ناله بر دور حجر                     بهر تقبیلش خروشان سر به سر
هر یکی بر دیگری سبقت گزین             تا زتقبیلش شود رحمت قرین
سربرهنه پابرهنه روز و شب                در طواف آن حجر با تاب و تب
ازدحام و اجتماع و شور و شین             گِرد آن سنگ مبارک ،خافقین(=شرق و غرب)
همچو اسرافیل اندر وقت صور                بود ظاهر ،شورش یوم النشور
لرزه بر اعضای مسکینم فتاد                 همچو موسیقار(=نوعی ساز) فریاد از نهاد
یارب این عالی مقام باشکوه                کاندر اطرافش گروه اندر گروه
هست در عالم چنین عالی مقام          عرش و فرش و کرسی و دارالسلام
این مقام از عرش عالی ،برتر است        این جلال از هر جلال افزون تر است
تا که آوازی که از سر بُرد هوش              از سروش غیبیم آمد به گوش
کی مانده گم کرده راه                          تا به کی در حیرت و در اشتباه
چشم ظاهرپوش و باطن باز کن            روضه سلطان [ما] را یاد کن
آن ضریح و قفل و آن دارالسلام               وز هجوم و ازدحام خاص و عام
شد فراموشت مگر ای بی خبر               نیستی از سرّ معنی با خبر
فضل آن دارالسلام با ضیا                      هست رخشان ،بدروار ،اندر سما
نی نی این تشبیه شد سهو القلم        نی نی از کِلکَم خطا شد این رقم
بدر ،کسب نور دارد زآن بنا                    شاهدش قرآن ز نور ربّها
آن بنا ،اصل بهشت جاودان                   در حدیث روضه الجنه1 بخوان
بهر تقبیل حجر گر مردمان                     چند روزی ناله دارند و فغان
لیک آن قفل مبارک روز و شب              بهر تقبیلش به صد رنج و تعب
دایما دارند زوار ازدحام                         اجتماع و ناله در دارالسلام
سیّما در فصل میزان و بهار                    زایرینش بلبل آسا ،بی قرار
کرده از بهر وصالش جان نیاز                 همچو پروانه زشمع اندر گداز
فاش گویم با تو ای نیکو سیر                سرّ حج و شوط و تقبیل حجر
خواست خلاق جهان تا مردمان             خانه زادش را شناسند این مکان
ورنه این عالی مکان با این مکان            هست برتر از زمین تا آسمان
این همه آشوب از آن مولا بود               این همه مستی از آن صهبا بود
نعم ما قال الاخی المعنوی                   نغمه ساز نینوام جوهری
کعبه را نسبت کجا با این حرم               ضد یکدیگر چه بودند و ظلم
آن زمولود شهی با احترام                    این ولی الله را در وی مقام
یک حدیث بشنو ای نیکوسیر                تا شوی از سرّمعنی با خبر
گفت پیغمبر شفیع المذنبین                 یک قدم بهر طواف شاه دین
در هزاران عمره و حج در ثواب                بهر هرگامی به سوی آن جناب
گوش کن ای عارف والامقام                  اجر یک شب بودن در شهر ما
گفت مولایم امام هفتمین                    هر که باشد یک شبی در آن زمین
مثل این است آن که از عرش علا           بوده آن زوار ،زوار خدا
گفت مولایم امام هشتمین                  هر که باشد زایر من ،دان یقین
حق به جایش بخشد از نار و عذاب        گر به قدر جن و انس آرد عِقاب
گر بگویم اجرش ای نیکو سیر                آن چه دیدم از احادیث و خبر
در تحیّر افتی و گویی چرا                     رو نکردم جانب آن مقتدا
حج ،کجا ،عمره کجا ،بیت الحرام          از چه ره تارک شدم دارالسلام
چون که واجب کرده خلّاق جهان            عمره و حج بر جمیع مردمان
بلکه در قرآن به تاکید شدید                 تارک آن کافر است و هم عن     
امتثال امر حق لازم بود                       این تقید خلق را حازم بود
گرنبودی این وجوب این کلام                کس نرفتی جانب بیت الحرام
مکّه گوید کاش بودی ذره وار                شهر آن شمس الشموسم را قرار
چون که بعد موسم حج حاجیان           جمله مامورند عود از آن مکان
بودن آن شهر مکروه است و زشت        حق چنین فرموده ای نیکوسرشت
لیک آن ارض مقدس را خدا                 داده او را هرشبی فیضی جدا
هر که باشد یک شب آن عالی مکان     هست زوار خداوند جهان
زایر بیت خدا با ذات حق                      هیچ نسبت نیست ای نیکو سبق
رمزها هست اندر این جا ای پسر         هوش رفت از من نمی گویم دگر
کعبه گوید قبله من هفتمین                 قبله باشد چون که من دانم یقین
هر که را آن قبله باشد راهبر               حج و سعی و عمره اش دارد ثمر
هر که رو زآن  نور حق برتافته              نی خدا ،نی انبیا ،بشناخته
اصل آن قبله است و من فرعی ازآن      من چه خاکم او بود عرش آشیان
عرفات و مشعر و خیف و منی              جمله دارند این تمنا از خدا
کاش بودیم از مقیمان طرق                 معتکف در راه زوار طرق
اختران ،گل های ایوان طرق                 صبح صادق از مقیمان طرق
کهکشان را هست از راه طرق              هست ریگ راه زوار طرق
آتش طور است تابان از طرق                گنبد مولا نمایان از  طرق  
زایران چون موسی اندر کوه طور           فیض ها یابند از دریای نور    
آن طرف یابند راهی سوی حق             محو گردند از سروش کوی حق 
از تجلی های آن نور خدا                     وز شعاع گنبد آن مقتدا
لرزه بر اندامشان بی حد فتد                سینۀ سینا برایشان رو دهد 
جمله شویند از حیات خویش دست      یا که چون دیوانگان مدهوش و مست
غرق آن دریای نورانی شوند                همچو اسرائیلیان فانی شوند
یا که چون پروانه [با] آتش قرین            از شعاعش شعله گردند آتشین
لیک یک شب در بساط ما حجیج          ناله ها دارند و اوراد ضجیج
بعد از این شب نیست اندر روی ما        نی حجیج و نی ضجیج و نی دعا
منتظر هستیم تا سال دگر                  مثل آن شب فیض یابیم و ثمر
در طرق پیوسته هی هی زایرین           فیض یابند از جمال شاه دین
فاضل بسطامی محنت قرین                 وقت تقبیل حجر گفت این چنین:
ای حجر ای مایۀ آرام جان                     ای به تقبیلت روان ما روان
ای بهشتی سنگ و آدم را رفیق            ای تو زیب و زینت بیت العتیق
چون که مولایم امام هشتمین              کرده تقبیلت مرا هست این یقین
من هم اندر روضه سلطان دین             بهر تو بوسه زنم بر آن زمین(خصائص الرضویه 1307: 102-106)

1-حضرت رضا(ع) فرمودند«اِنَّ بِخُراسانَ لِبُقعه یاتی عَلَیهَازَمانَُ تَصِیرُ مُختَلَف المَلائِکَهِ فَلایَزالُ فَوجُ یَنزِلُ مِِن السَّماءِ و فُوجُ یَصعَد الی اَن یُنفَخَ فی الصُّور...هِی باَرضِ طُوس و هی والله رَوضَه مِن ریاض الجَنَّه .( ابن بابویه صدوق ،الامالی،قم ،موسسه بعثت،1417ق،ص119)

*نویسنده شرح حال کامل فاضل بسطامی را همراه با کتاب شناسی توصیفی وی نوشته و به چاپ رسانده است (رک بسطام نامه صص198-240)

با تشکر از استاد گرامی ،سیدهادی میرآقایی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 دی 1393    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: بسطام، شهرستان بسطام، اخبار شهرستان بسطام، مشاهیر شهرستان بسطام، دانشمندان شهرستان بسطام،     |
نظرات()