«هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»


یکی از مقاصد متنوع توریسم در شهرستان بسطام گردشگری معنوی و عرفانی یا همان (Spiritual tour‌) می باشد که از جمله جذاب‌ترین تورهایی هستند که در عرصۀ گردشگری نوین جایی برای خود باز نموده و مشتاقان انبوهی دارند.

از دیدگاه کارشناسان گردشگری ،بسطام به دلیل وجود آرامگاه سلطان العارفین بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی به مهد عرفان مشهور است.

شیخ ابوالحسن خرقانی در روستایی به نام قلعه نو خرقان در 20 کیلومتری شهر بسطام آرمیده است. مجموعه آرامگاه با توپوگرافی جالب به صورت باغ ایرانی است و نهر آبی از کنار آن روان است و در کنار آن مکانی برای استراحت گردشگران در نظر گرفته اند. در وسط مجموعه بنای آرامگاه و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن واقع است. محراب این مسجد که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخش های بنا بوده و تنها محرابی است که رو به مغرب ساخته شده و در آن نوشتار فارسی بکار رفته که بدین مظمون است: «گفت علی شیخ قدس الله رحمه: قبله بر پنج است؛ کعبه، قبله مومنان است . بیت المعمور، قبله فرشتگان است. عرش، قبله دعاگویان است و حق، قبله جوانمردان و دوستان».

شیخ ابوالحسن علی بن جعفر بن ‌سلمان خرقانی «یا علی بن احمد» عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری از چهره های بسیار درخشان عرفان ایرانی است كه در آزاد اندیشی و مردم‌گرائی جهانی و وسعت نظر انسانی و تفكر والای عرفانی ممتاز و كم نظیر است. گفتار و كردار این عارف كیهان‌گرای ایرانی كه در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در خرقان می زیسته، در طی گذشت نزدیك به یك هزار سال همواره مورد توجه، مطالعه و سرمشق عارفان، شاعران، متفكران و محققان بوده است.

گفته می شود شیخ ابوالحسن بر سردر خانقاه خود چنین نوشته بود «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد». امروزه این گفتار بشر دوستانه، شعار ملی گردشگری کشورمان است.

وی در سال 351 یا 352 هجری در روستای خرقان متولد و در روز سه شنبه دهم محرم (روز عاشورا) سال 425 هجری در سن هفتاد و سه سالگی در همان روستا جهان را بدرود گفت. مشهور است كه مانند عارف معروف معاصر خود شیخ ابو سعید ابوالخیر، خرقه ارشاد و طریقت از شیخ ابوالعباس احمد بن محمد عبدالكریم قصاب آملی داشته است.

در منقولات و حكایات باقی مانده است كه شیخ ابوسعید ابوالخیر، ابوعلی سینا فیلسوف نامی و ناصر خسرو قبادیانی، شاعر و متفكر ایرانی كه معاصر شیخ ابوالحسن خرقانی بوده‌اند به خرقان رفته و با وی صحبت داشته و مقام معنوی وی را ستوده‌اند. گفته ‌اند كه سلطان محمود پادشاه مقتدر غزنوی به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی رفته و از وی كسب فیض كرده و نصیحت خواسته است.

در مورد ارتباط معنوی بایزید بسطامی عارف قرن دوم و سوم هجری با شیخ ابوالحسن خرقانی كه از وفات بایزید 234 هجری تا تولد شیخ ابوالحسن 351 یا 352 هجری یكصد و هفده یا هجده سال فاصله است مطالب زیادی در آثار نویسندگان و محققان به ویژه عارفان قرن های بعد آمده كه قابل توجه و تأمل می‌باشد.

بدیهی است اینگونه ارتباطات آشكار مؤید بقای روح و استمرار و انتقال هویت و معنویت پنهان از چشم ظاهربین بشری است كه فهم ضعیف و محدود ما به ندرت قادر به درك جلوه هایی از آن می‌باشد. شیخ فرید الدین عطار نیشابوری عارف بزرگ قرن ششم و هفتم هجری در این باره می‌نویسد:

نقل است كه شیخ بایزید هر سال یك نوبت به زیارت دهستان شدی بسر ریگ كه آنها قبور شهداست، چون بر خرقان گذر كردی باستادی و نفس بركشیدی، مریدان از وی سؤال كردند كه شیخا ما هیچ نمی‌شنویم، گفت: آری كه از این ده، بوی مردی می‌شنوم، مردی بود نام او علی و كنیت او ابوالحسن به درجه از من پیش بود، بار عیال كشد و كشت كند و درخت نشاند.

جلال الدین محمد رومی، مولوی عارف بزرگ قرن هفتم هجری، در دفتر چهارم مثنوی، نظریه و گفتار شیخ ابوالحسن خرقانی را درباره پیش بینی جزئیات وجود و ظهور خود توسط بایزید بسطامی در یکصد و تقریباً بیست سال چنین سروده است:

هـمچـنـان آمـد کـه او فـرمـوده بـود            بـوالـحـسـن از مـردمـان آن را شـنـود

که: حـسـن بـاشـد مـریـد و امتم              درس گـیـرد هـر صـبـاح از تـربــتــــم

گفت: من هم نیز خوابش دیده ام            وز روان شـیـخ ایـــــن بـشـنـیـده ام

هر صباحی رو نـهـادی سوی گور             ایـسـتـادی تـا ضـحـی انـدر حـضـــور ...

خواجه عبدالله انصاری «پیر هرات»، عارف بزرگ قرن پنجم هجری و گوینده رسائل مقالات و مناجات های خوش آهنگ و دلنشین و سوزناک و سراپا هنر عرفانی از شاگردان و مریدان خاص شیخ ابوالحسن خرقانی بوده است. وی سال ها در خرقان بسر برده و در خانقاه خرقان از محضر پر برکت شیخ ابوالحسن خرقانی کسب فیض کرده تا بسرحد کمالات معنوی نائل شده است. چنانکه خود گفته است: «مشایخ من در حدیث و علم و شریعت بسیارند. اما پیر من در تصوف و حقیقت شیخ ابوالحسن خرقانی است اگر او را ندیدمی کجا حقیقت دانستمی» خواجه عبدالله انصاری در مناجات و مقالات خود درباره درک فیض از مکتب شیخ بزرگ خرقان چنین آورده است: عبدالله مردی بود بیابانی، میرفت بطلب آب زندگانی، ناگاه رسید به شیخ ابوالحسن خرقانی، دید چشمۀ آب زندگانی، چندان خورد که از خود گشت فانی، که نه عبدالله ماند و نه شیخ ابوالحسن خرقانی، اگر چیزی میدانی من گنجی بودم نهانی، کلید او شیخ ابوالحسن خرقانی.

مقام معظم رهبری در سفر به شاهرود (20 آبان ماه 1385) چنین فرمودند: اینجا منطقۀ عالِم‏ خیز است ؛منطقۀ معلمان دین و اخلاق. در زمان گذشته هم نام بایزید بسطامى و ابوالحسن خرقانى را همۀ مسلمانان و مرتبطین با معارف اسلام ولو غیرمسلمان شنیده‏اند. البته امثال بایزید و ابوالحسن خرقانى را با این مدعیان صوفیگرى نباید اشتباه كرد. آنها داستان دیگرى دارند و ماجرا و سخن چیز دیگرى است.

گفتارهایی از شیخ ابوالحسن خرقانی:

خدای را آنجا دیدم که خود را ندیدم

***
سفر پنج است:

اول به پای
دوم به دل
سوم به همت
چهارم به دیدار
پنجم در فنای نفس

***
چون نیستی خویش به وی دهی ،او نیز هستی خویش به تو دهد

***
آن کس که نماز کند و روزه دارد ،به خلق نزدیک بود و آن کسی که فکرت کند به خدای

***
عافیت در تنهایی یافتم و سلامت در خاموشی













نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اسفند 1393    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: شهرستان بسطام، اخبار شهرستان بسطام، شیخ ابوالحسن خرقانی، شهر قلعه نو خرقان،     |
نظرات()