سیدهادی میرآقاییسیدهادی میرآقایی: حاج‌ شیخ‌ نوروز علی فرزند حاج‌ محمّدباقر، معروف‌ به‌ فاضل‌ بسطامی در سال‌ 1227 یا 1219 قمری در شهر تاریخی بسطام‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود. وی از همان‌ كودكی همراه‌ با خانواده‌ به‌ مشهد مقدّس‌ رفت و اقامت‌ گزید.

فاضل‌ دوران‌ نوجوانی‌ را به‌ تحصیل‌ در مدرسه ای موسوم به پایین پا (سعدیه) ‌ كه‌ در پایین‌ پای‌ مبارك‌حضرت‌ رضا(ع) واقع‌ بود سپری‌ كرد و تقریباً قبل از سال‌ 1243 ه. ق‌ به‌مدرسه‌ علمیه‌ نواب‌ - از مدارس‌ مشهور و بنام‌ مشهد - رفت‌ و در آنجا به‌تحصیل‌ و كسب‌ فیض‌ از محضر علما و اساتید توأم‌ با زهد و استفاضه‌ از انوار تابان‌ رضوی‌ پرداخت‌.

چون‌ در وعظ‌ و حدیث‌ و علوم‌ اسلامی‌ معلومات‌ وافی‌ اندوخت‌ درهمان‌ مدرسه‌ به‌ تدریس‌ و تربیت‌ طلاب‌ پرداخت‌ و با كمك‌ و راهنمایی‌ ایشان‌، چند تن‌ از طلاب که در آینده جزء مشاهیر مشهد شدند‌ چون‌ آیت‌ الله میرزا هدایت‌ الله ابرسجی و حاج‌ ملاّ آقا بزرگ به‌ این‌ مدرسه‌ راه‌ یافتند و در حجره ایشان‌ به‌ مباحثه‌ و تدریس‌ پرداختند. ( بسطام نامه، 205-225)


بسطامی درباره تحصیل‌ و تدریس‌ در مدرسه نواب‌ نوشته‌ است‌:

این‌ عاصی‌ تبه‌ روزگار قریب‌ پنجاه‌ سال‌ تخمیناً می‌شود كه‌ در آن‌ مدرسه‌ به‌ درس‌ و مباحثه‌ و تحریر فقه‌ و اصول‌ و جمع‌ اخبار و آثار ائمه‌اطهار اشتغال‌ دارم‌ و تا به‌ حال‌ كه‌ سال‌ 1301 [سال‌ تألیف‌ كتاب‌فردوس‌ التواریخ‌] می‌باشد در آن‌ مكان‌ مبارك‌ اشتغال‌ دارم‌ و بسیار مدرسه‌ میمون‌ و مباركی‌ است‌ و اكثر تألیفات‌ و تحریرات‌ این‌ عاصی‌ در آن‌ مدرسه‌ و در حجرة‌ تحتانی‌ كه‌ در درب‌ اوّل‌ آن‌ مدرسه‌ در سمت‌ چپ‌ واقع‌ است‌ وقوع‌ یافته‌.(همان)

وقتی آیت الله بروجردی در سال 1324ش به مشهد مقدس آمدند تولیت شرعی مدرسه را به آیت الله نوقانی سپردند. وی مدرسه را بسیار خوب تعمیر کرد .اتاق های تحتانی که بسیار مرطوب بود کف آن ها را خالی و با طاق ضربی کوره پوش کرد فقط اتاق سمت چپ در مدرسه را به حال خود رها کرد وقتی از وی سوال می شد می گفت آن را باقی گذاشتم تا بدانند وضعیت اتاق ها قبل از تعمیر چگونه بوده است. این همان اتاقی است که در گزارش آمده از آن فاضل بسطامی بوده است و پنجاه سال در آن به درس و بحث و تالیف پرداخته است(حوزه علمیه خراسان ، 22-23/1)

از این دانشمند گرانقدر تالیفات باارزشی برجای مانده که می توان از نظر موضوع به سه دسته تقسیم کرد:
الف : درباره حضرت امام حسین(ع) و قیام او مانند :

1- امواج‌ البكاء  2-التحفه‌ الحسینیه‌ 3- سرور العارفین‌ 4- سفینه‌ النجاه‌ 5- لؤلؤه‌ البحرین‌ فی‌ ذكر مناقب‌ الحسین‌ 6- نجات‌ الخافقین‌  7-  وسیله النجاه‌

ب: دربارۀ حضرت علی بن موسی الرضا(ع)
1- تحفه‌ الرضویه‌ 2- خصایص‌ الرضویه‌

پ: موضوعات گوناگون ، مانند 1-. ذخیره المعاد: 1- خلاصه‌ النجاه : 3- سراج‌ المتهجدین‌: 4- صراط‌ الجنه : 5- وسایل‌ الحسینیه‌ لطی‌ العوالم‌ البرزخیه 6 - فردوس‌ التواریخ


می توان تاکنون فقط فردوس التواریخ و امواج البکا تصحیح و چاپ شده است و بقیۀ آثار او در زمان مولف، چاپ سنگی شده و در کتابخانه های معتبر ایران همچون کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، دانشگاه تهران، ملی و ملک به تعداد محدود و انگشت شمار نگهداری می شود. وی درسال 1309 چشم از جهان فروبست و در جوار آرامگاه شیخ طبرسی دفن شد .(بسطام نامه، 225)

شایسته است مسئولین فرهنگی و اولیای امور شهربسطام همایشی درخور برای نکوداشت و معرفی شخصیت علمی و خدمات  فرهنگی فاضل بسطامی برگزار کنند 

نگارنده  تاکنون ، چند مقاله پژوهشی درباره شرح حال و آثار فاضل بسطامی (متوفی 1309ق) مولف چندین کتاب دربارۀ حضرت رضا(ع) و امام حسین(ع) نوشته است که در نشریات کشور به چاپ رسیده است .1 به تازگی درنسخ خطی  و منابع چاپی به چند نکته مهم از زندگی این عالم جلیل القدر پی برد که آن را تقدیم دانش پژوهان و محققان می کند.


1- تاریخ تولد فاضل بسطامی

برای ثبت تاریخ دقیق تولد فاضل بسطامی دو منبع در دست است که البته با یکدیگر مغایرت دارد:

الف: عبدالرحمان مدرس، مولف تاریخ علمای خراسان که معاصر با وی بوده و کتابش را در سال 1294تالیف کرده، مختصری در شرح حال بسطامی نوشته و در آن جا تصریح کرده که « سن شریفش در این تاریخ به هفتاد و پنج سال رسید » (تاریخ علمای خراسان، 290 ) با توجه به تاریخ تالیف کتاب (1294ق) تولد بسطامی 1219ق  می شود .
 

ب: اعتمادالسلطنه که در سال 1302ق به مشهد مقدس رفته و با بسطامی دیدار داشته در شرح او این گونه نوشته است « اسم سامیش مولی نوروز علی است .صحبتش ادراک شده از عهد صبی به شرف جوار تربت مقدس حضرت رضا(ع) رسیده در اخبار و احادیث تبحری عجیب دارد. انواع علوم از مدرس مولانا شمسی و مولانا حاج میرزا عسکری اندوخته است و تالیفات مطبوع پرداخته مثل کتاب تحفه الحسینیه و تحفه الرضویه و سرورالعارفین در احوال مختاربن ابی عبی و غیرذالک .در این تاریخ که سنۀ هزار و سیصد و دو می باشد سن شریفش به هفتاد و پنج رسیده »3  با توجه به نوشته اعتمادالسلطنه، تاریخ تولد بسطامی، 1227ق می شود که مهدی بامداد، این تاریخ را نوشته است . (شرح حال رجال ایران ، 6/288)

2- محمدفاضل بسطامی فرزند فاضل بسطامی نیست

از فاضل بسطامی ‌دو فرزند پسر به‌ نام‌ های‌ محمد صادق‌ و ابوالحسن‌ به یادگار مانده است. بسطامی در باب چهارم فردوس التواریخ دربارۀ مسئولیت موقوفات خود این گونه به نام آن ها اشاره کرده است «تولیت مادام الحیات با خودم می باشد و بعد از خودم با دو اولاد ذکورم که نور چشمان موفقان، محمدصادق و ابوالحسن می باشند که هر دو به اطلاع و استحضار یکدیگر در امور آن تصرف نمایند ...» (فردوس التواریخ ، 464) 
فاضل بسطامی در وقف نامۀ دوم که در سال 1308ق نوشته، علاوه بر نام فرزندان خود، نام نوادگان را این گونه ذکر کرده است «بعد الموت باقره العین محمدصادق‌، اكبر اولاد ذكورم‌ و بعد موته‌ در صورت‌ كبیر و رشد حسین‌ و صغری‌ پسر و صبیه‌ محمدصادق‌ تولیت‌ با حسین‌ و نظارت‌ با صغری‌ ...» (آینۀ میراث، ضمیمه 36، 217) 

او تلویحاً در خلال بیان زندگی حضرت رضا(ع) و اهمیت معجزات امام رضا(ع) به‌ تولّد یكی‌ از فرزندان‌ خود در سال‌ 1251 ق این گونه  اشاره‌ كرده‌ ولی‌ نام‌ او را ننوشته‌ است‌. « درسنۀ 1251 اهل مشهد مقدس رضوی را و با گرفته بود و اکثرمردم از مشهد مقدس فرار کرده به کوهپایجات رفته بودند و من روسیاه تبه روزگار از مجاورت قبر مطهر آن برگزیدۀ پروردگار مهاجرت ننموده و هر روز صبح وشام، خود را به عتبۀ مبارکۀ آن بزرگوار که پناه انس و جان است می رسانیدم و عرض می نمودم که ای سبب نجات هر خاطی و هر عاصی ، جناب مقدست آن بزرگوار می باشی که در حق روضۀ مطهر  و مضجع منور فرموده اند که آن بین جبلی طوس قبضه قبضت من الجنه ، من دخلها کان امنا یوم القیامه من النار چنانچه جناب اقدس الهی در حق خانۀ خود در قرآن مجید فرموده است «و من  دخلها کان امنا » از برکت آن پشت و پناه عاصیان و ملجا ضعیفان، آسیبی از آن وبا وبلا به حقیر تبه روزگار و اهل وعیال  این حقیر نرسید بلکه خلاف عالم از رحمت واسعۀ خود در آن روزها طفل ذکوری به این عاصی عطا فرمود» (تحفه الرضویه ،194) 

فرزند بزرگ‌ او - محمدصادق‌ - مانند پدر، روحانی‌ و صاحب‌ دانش‌ و فضیلت‌ بود و به‌ مكّه‌ رفت‌ و حج‌ گزارد. آقا بزرگ‌ تهرانی‌ در مشهد با حاج‌ محمد صادق‌ ملاقات‌ كرده‌ و علم‌ و فضل‌ او را ستوده‌ است‌ و چندین بار در الذریعه  به‌ تالیفات‌ فاضل‌ و به‌ كتبی‌ كه‌ وقف‌ حرم‌ كرده‌ و نزد حاج‌ محمد صادق‌ بوده‌ و خود رویت کرده، اشاره‌ كرده‌ است . (الذریعه، 16/149؛ 17/249)
 

محمدصادق بسطامی مانند پدرش برای تحصیل به مدرسه نواب رفته و از محضر پدرش و استادان مدرسۀ مزبور استفاده برده است . او نیز مانند پدرش کتاب هایی را وقف مدرسه کرده است و دستخط وی بر پشت برخی نسخه ها دیده می شود.(تصویر)

همان گونه که پیش تر ذکر شد. از حاج‌ محمّد صادق‌ یك‌ فرزند پسر به‌ نام‌ حسین‌ و یك‌ دختر به‌ نام‌ صغری‌ به‌ یادگار ماند. حسین‌ خادم‌ آستانه‌ بود. نویسنده كتاب‌ شمس‌ الشموس‌ كه‌ با حسین‌ هم‌ عصر بوده‌ نوشته‌ است‌:

«تولیت‌ موقوفات‌ فاضل‌ با پسرش‌ مرحوم‌ حاج‌ شیخ‌ صادق‌ فاضل‌ بود. بعد از ایشان‌ پسر حاج‌ شیخ‌ صادق‌ متولی‌ می‌باشد تا چندی‌ قبل‌ خودش‌ دایماً متصدی‌ گلاب‌ دادن‌ بود فعلاً مدّتی‌ است‌ ترك‌ كرده‌ عمل‌ نمی‌ كند.» (شمس الشموس، 280)

همین‌ نویسنده‌ در ادامه  نوشته‌: چون‌ درآمد موقوفه‌ برای‌ مصرف‌ در حرم‌ مطهر است‌ باید پسر مرحوم‌ شیخ‌ صادق‌ فاضل‌ را كه‌ جزء خدمه‌ آستانه‌ مقدسه‌ است‌ الزام‌ به‌ اجرای‌ نظر واقف‌ نمایند.» (همان جا ، 280)

مصححان محترم فردوس التواریخ در معرفی محمدصادق بسطامی دچار اشتباه فاحشی شده اند و محمد فاضل بسطامی را که یکی دیگر از مشاهیر بسطام است، همان محمدصادق معرفی کرده اند و نوشته اند « زمانی سرپرستی مدرسه پایین پا (مدرسۀ سعدیه ) از طرف مرحوم آیت الله میرزا محمد خراسانی با مرحوم شیخ محمدفاضل بسطامی، فرزند ارشد ملانوروز علی بوده است » (فردوس التواریخ ، 13)

در حالی که مصححان از کتاب شمس الشموس بهره برده اند و در قسمت معرفی فرزندان فاضل نوشته اند «صاحب کتاب شمس الشموس با حسین، نوۀ فاضل بسطامی هم عصر بوده است .» متوجه نشده اند که نویسندۀ شمس الشموس با محمدفاضل بسطامی نیز هم عصر بوده است. 
وی در همین کتاب تصریح کرده  «در سال‌ 1303 خورشیدی‌ سیدمحسن‌ طلبه‌ كه‌ اهل‌ قاینات‌ و ملای‌ قریه طرق‌ بود نگارنده‌ و مرحوم‌ آیت‌الله حاج‌ میرزامحمد آقازاده خراسانی‌ و حجه ‌الاسلام‌ شیخ‌ محمد فاضل‌ بسطامی‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ از طرف‌ آیت‌ الله حاج‌ میرزا محمد آیت‌الله زاده خراسانی‌ سرپرستی‌ طلاب‌ را در مدرسه‌ سعدیه‌ داشت‌ برای‌ صرف‌ ناهار به‌ قریه طرق‌ دعوت‌ كرده‌بود. »(شمس الشموس ، 26)


شرح حال محمدفاضل بسطامی


شیخ‌ محمد، معروف‌ به‌ فاضل‌ بسطامی‌ از استادان مبرز مدرسۀ شاهرخیه بسطام بود و مدتی در این مدرسه به تدریس مشغول بود .

برخی محققان تصریح کرده اند که آیت الله سیدمحمود شاهرودی(1300-1394ق) در عنفوان جوانی برای تحصیل مقدمات علوم اسلامی از روستای آقاعبدالله به مدرسۀ شاهرخیه آمد و مدتی در این مدرسه، شاگرد بسطامی بود . (ستارگان آسمان فقاهت ،1/33) بسطامی ،سپس  به‌ مشهد مقدّس‌ مهاجرت‌ كرد و از علما و مدرسین‌ معروف‌ حوزة‌ علمیة‌ مشهد شد و بسیاری‌ از علمای‌ مشهد و قم‌ و نجف‌ از محضر علمی‌ وی‌ بهره‌ و استفاده‌ بردند .
یكی‌ از شاگردان‌ وی‌ آقاشیخ‌ عبدالوهاب‌ برادر آقاشیخ‌ عبدالرزاق‌ است‌ وی‌ در محضر آقاشیخ‌ محمدفاضل‌ بسطامی‌ و آقاسیدجعفر شهرستانی‌ و حاج‌ آقاحسین‌ قمی‌ درس‌ خواند. 
بسطامی مدتی نیز از طرف آیت الله کفایی، متولی مدرسۀ سعدیۀ (پایین پای) مشهدمقدس بود. علاوه بر آن، وی جزءِ انجمن ایالتی خراسان و سیستان بود و فعالیت سیاسی و اجتماعی داشت .(بسطام نامه، 266-268)

بسطام نیوز: فاضل بسطامی

نویسنده گنجینه دانشمندان نیز در دو قسمت جداگانه به شرح حال فاضل بسطامی و محمدفاضل بسطامی پرداخته است و متوجه این نکته بوده است که با یکدیگر نسبتی ندارند .
 

وی در شرح حال محمدبسطامی نوشته است .«مرحوم حجه الاسلام آقا شیخ محمّد معروف بفاضل بسطامى از علماء و مدرسین معروف حوزه علمیه مشهد بوده و بسیارى از علماء حاضر مشهد و قم و نجف از وى استفاده و روایت نموده‌اند. » (گنجینۀ دانشمندان، 3 /202)
دستخط هایی از محمد فاضل بسطامی مربوط به زمان مدیریت ایشان در مدرسه سعدیه در کتابخانه مرکزی آستان قدس است از جمله:درخواست لوله کشی از مدرسه علی نقی میرزا به مدرسه سعدیه در سال 1330ق (ش46519/6)

3- دو فرزند دیگر حاج‌ شیخ‌ نوروز علی (فاضل بسطامی)

بسطامی علاوه بر صادق و ابوالحسن دو فرزند دیگر داشته که در حمله سالار به مشهد مقدس (1256 ق) در اثر وحشت و اضطراب فوت کردند. وی در حاشیۀ نسخۀ خطی سرورالعارفین دربارۀ فوت دو فرزندش نوشته است «در زمان تالیف این نسخۀ منیفه،  مشهد مقدس رضوی علی مشرفها آلاف التحیه را محاصره نموده بودند و به طریقی بر سکنه ارض اقدس صعب می گذشت که از جوع و خوف و سرما که در تحریر و تقریر نگنجد. 
سیما این عاصی مذنب، خانه داشتم که قریب به مکانی که توپ می انداختند و از صدای توپ، خانه به تزلزل می آمد و دو طفل حقیر، شش ساله و سه ساله، آن زمان فوت نمودند » (سرور العارفین ، 1)


بسطام نیوز: فاضل بسطامی

4- دیوان اشعار منسوب به فاضل بسطامی در کتابخانه ملی تهران
نسخۀ خطی با شماره 32399-5در کتابخانه ملی نگهداری می شود که با عنوان دیوان اشعار ن‍وروز ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د ب‍اق‍ر فاضل بسطامی معرفی شده است . (پایگاه کتابخانه ملی)
شاعر، دیوان مزبور را بر وزن شاهنامه فردوسی سروده است و مضمون حماسی دارد. وی به شیوه قدما با تحمیدیه شروع کرده و سپس به نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام و منقبت حضرت علی(ع) پرداخته  است است. سپس شاعر به مدح ناصرالدین شاه و ولیعهدش پرداخته است .

به نام خداوند ملک مکین                                       برازندۀ آسمان بر زمین

خداوند روزی ده مار ومور                                        فرازنده ظلمت ونار ونور
خداوند جسم و خداوند جان                                   خداوند بالا و پست ومیان ...

دیوان با تصاویر متنوع مزین شده و کاتبان مختلف آن را کتابت کرده اند

بسطام نیوز: فاضل بسطامی

موضوعات کتاب عبارتند از: مدح ناصرالدین شاه، مدح ولیعهد، سبب تالیف کتاب، دربیان نشستن جناب امیر بر مسند و عهد بستن خواص و عوام، سوال نمودن جوان از امیر، در بیان ساقی نامه و مدح جناب امیر، در بیان طاغی شدن زاده هند، یعنی معاویه بن ابوسفیان، در بیان عازم شدن طلحه و زبیر به جانب مکه، خلاف نمودن ایشان با امیر، در بیان آمدن طلحه و زبیر به نزد عایشه و گفت و گو نمودن عایشه، در بیان مایوس گردیدن طلحه و زبیر از عایشه و نامه نوشتن به معاویه، در بیان رسیدن نامه معاویه به نزد عایشه و جواب دادن عایشه، در بیان قسم یادنمودن طلحه به جهت عایشه و برگردانیدنش از راه دین

نگارنده تاکنون توانسته  از نسخ خطی و سنگی  دو سروده از اشعار فاضل بسطامی را بیابد. اگر از نظر سبک شناسی به این دو سروده دقت کنید خواهید فهمید  که دیوان مزبور از فاضل بسطامی نیست .
 

الف : در ارادت به امام حسین(ع)
 
وصیت‌ كند فاضل‌ بی‌ نوا                                          زمانی‌ كه‌ شد وارد نینوا

به‌ یاران‌ ایمانی‌ پاك‌ دین‌                                          حقیقت‌ شناسان‌ عین‌ الیقین‌ 
چو من‌ بگذرم‌ زان‌ جهان‌ دودر                                   به‌ من‌ باز سازید باب‌ دگر
همان‌ باب‌ رحمت‌ كه‌ در عالمین‌                                رسد فیض‌ حق‌ از جناب‌ حسین‌
بكوشید كاندر دم‌ احتضار                                        همین‌ بر زبانم‌ بود نام‌ یار
خدا را بریدم‌ سوی‌ نینوا                                          كه‌ هستم‌ من‌ از نینوا بی‌نوا
نوایی‌ نمایید از غم‌ نوا                                            بشویید جسمم‌ به‌ اشك‌ عزا
گذاریدم‌ ای‌ دوستان‌ ساعتی‌                                   به‌ ماتم‌ سرایش‌ كنم‌ راحتی‌... (- ذخیره المعاد282-283)

ب:  ارادت به حضرت  امام رضا(ع)


هر زمان کین عاصی بحر الم                                   درطواف کعبه ، بودم در حرم

دیدم از برنا و پیر و مرد و زن                                    هندی و سندی  و رومی و خُتن
ماوراء النّهر ی وبلخ و بخار                                       از سمرقند وخراسان و تتار
از عراق و شام و از ایران زمین                                 از همه خلق از کهین و از مهین
اجتماع و ناله بر دور حجر                                        بهر تقبیلش خروشان سر به سر
هر یکی بر دیگری سبقت گزین                                تا ز تقبیلش شود رحمت قرین
سربرهنه پا برهنه روز و شب                                  در طواف آن حجر با تاب و تب
ازدحام و اجتماع و شور و شین                               گِرد آن سنگ مبارک ،خافقین(=شرق وغرب)
همچو اسرافیل اندر وقت صور                                  بود ظاهر ،شورش یوم النشور
لرزه براعضای مسکینم فتاد                                    همچو موسیقار(=نوعی ساز) فریاد از نهاد
یا رب این عالی مقام با شکوه                                کاندر اطرافش گروه اندر گروه
هست در عالم چنین عالی مقام                            عرش و فرش و کرسی و دارالسلام
این مقام از عرش عالی ، برتراست                          این جلال از هر جلال افزون تر است
تا که آوازی که از سر بُرد هوش                                از سروش غیبیم آمد به گوش
کی مانده گم کرده راه                                           تا به کی در حیرت و در اشتباه
چشم ظاهر پوش وباطن باز کن                              روضه سلطان [ما] را یاد کن
آن ضریح وقفل و آن دارالسلام                                 وز هجوم و ازدحام خاص وعام
شد فراموشت مگر ای بی خبر                                نیستی از سرّ معنی با خبر (خصائص الرضویه ،102-104)

5- ملامهدی بسطامی، مهمان فاضل بسطامی

فاضل بسطامی در حاشیه کتاب تحفه الرضویه در توضیح واقعه ها، داستان زیر را نوشته است که کاتب گمنام آن، مطلب را نوشته است « مولف گوید در سال 1247[قمری] ملامهدی نامی از اهل بسطام در شب جمعه از منزل این خاکسار، صحیح و بدون مرض به آن روضۀ فیض آثار مشرف شده و نصف شب در پایین پای مبارک آن سرور روحش به آشیان قدس پرواز نمود.»

بسطام نیوز: فاضل بسطامی

یادداشت ها
1- الف: معرفی کتاب فردوس التواریخ، کتاب ماه، تاریخ وجغرافیا، خرداد1380، صص 110-113ب: فاضل بسطامی، فهرست کتب خطی وقفی او به کتابخانۀ آستان قدس رضوی، آینه میراث، س1393، ضمیمه 36، صص209-228پ:  فهرست کتاب های وقفی مدرسه عالی نواب مشهد، باتکیه برکتب وقفی فاضل، فصلنامه میراث جاویدان، سال 1394، ش91، 177-204، ت: فاضل بسطامی و ارادتش به امام حسین (ع)، دو فصلنامه صحیفه اهل بیت، ش2، زمستان 1394، 259-270

منابع
اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان (1362) مطلع الشمس، پیشگام  
بامداد، مهدی ( 1347)، تاریخ رجال ایران، زوار 
بسطامی ،  نوروزعلی بن محمدباقر ( 1281ق)، تحفه الرضویه، تهران، چاپ سنگی
(بی تا)  ذخیره المعاد، چاپ سنگی ،
خصائص الرضویه، نسخه خطی، کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، ش 442گ
( 1394) فردوس التواریخ، تصحیح سیدحمیدسیدی و دیگران، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی
رازی ، محمدشریف ( 1352) گنجینه دانشمندان، جلد3، کتابفروشی اسلامیه   
کاویانی، احتشام ( 1354) شمس الشموس ،  بی جا 
مدرس شیرازی، عبدالرحمان ( 1393) تاریخ علمای خراسان، تصحیح مجتبی مجرد، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی
میرآقایی، سیدهادی ( 1387)  بسطام نامه، مشهد، سیمرغ خراسان
( 1393) فاضل بسطامی و فهرست کتب خطی وقفی او ، آینه میراث، س1393، ضمیمه 36
یزدی مطلق، محمود ( 1388)  فهرست نسخه های خطی مدرسه علمیه عالی نواب، عروج اندیشه

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 آبان 1395    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: بسطام، شهرستان بسطام، مشاهیر شهرستان بسطام،     |
نظرات()