سنگ قبر بایزید بسطامیاستان سمنان از دیرباز مهد بزرگان علم، فلسفه، دین و عارفان بوده و تا امروز نام علاء الدوله سمنانی، بازید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و ابن یمین فرومدی بر تارک آسمان این دیار می درخشد.

به گزارش خبرنگار مهر، در سلسه گزارش های نوروزی معرفی جاذبه های گردشگری استان سمنان به مقوله گردشگری طبیعی پرداختیم و دیار قومس را از جنگل ابر، تا ارتفاعات دامغان، و دشت کویر تا توران بیارجمند معرفی کردیم هرچند در این مجال کوتاه، فرصتی برای بیان تمام زیبایی های استان سمنان نیست.

کویر ملغمه ای از طبیعت و عرفان

استان سمنان ششمین استان وسیع کشور درست در میانه باریک البرز و کویر قرار دارد لذا می توان با رانندگی به بخش های شمالی آن به جنگل و اقلیم کوهستانی و با رفتن به سوی جنوب، به دشت کویر و اقلیم کوهستانی پای گذاشت این ویژگی

جدای از خلق صحنه های بی نظیر از خلقت خداوندی، بر رفتار، شخصیت، زندگی و سیره مردمان سخت کوش دیار قومس نیز تاثیر گذاشته است.

آب از دیرباز دغدغه مردم استان است و حتی در ابیاتی منسوب به ابن یمین، به سال های خشکسالی دیار شاهرود اشاره شده و یا در سفرنامه های عهد ناصری از کویر خشک این دیار سخن ها رانده شده است اما در این بین کویر الهامات بسیاری را نیز به شاعران عصرهای مختلف دیار قومس بخشیده است.

همچنین سبک زندگی حاشیه کویر نشینان دیار قومس، که با سخت کوشی و مرارت روزگار می گذراندند در غالب آثار فرهنگی، باستانی، تمدنی حتی ادبیات این دیار نقش بسته است چرا که هنر آئینه ای از جامعه هنرمند محسوب می شود و عارفان ادوار مختلف استان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

گردشگری عرفانی چیست؟

از سوی دیگر پدیده گردشگری عرفانی در سال های اخیر رواج خوبی یافته و حتی گردشگران خارجی نیز از آن استقبال می کنند همچنان که نام هایی مانند قونیه، عشق آباد، خجند، سمرقند، بخارا و... در زمره شهرهای پذیرای گردشگری عرفانی در سطح کشور و منطقه هستند.

آناهیتا حسینی در تعریف گردشگری عرفانی می نویسد: گرایش مردم جهان به یافتن آسانترین و مؤثرترین راه برای گفتگوی فرهنگی سبب شده است تا نقش گردشگردی در این تعاملات هر روز حیاتی تر شود. تا قبل از دهه ۰۹۹۱ مطالعات جندانی در زمینه فرهنگی انجام نشده بود و فقط در سال های اخیر نظر پژوهشگران را جلب کرده و بعنوان شاخه ای از گردشگری جهانی معرفی کرده است. گردشگری فرهنگی فرصت هایی را بوجود می آورد که افراد متعلق به فرهنگ های گوناگون بتوانند با یکدیگر در ارتباط بوده و به غنای فرهنگی یکدیگر آشنا شوند، بطوری که جاذبه های فرهنگی شامل تمام تجلیات و تبلورهای بیرونی و رسمی فرهنگ هر کشور است.

 از طرفی گردشگری معرفتی شاخه ای از گردشگری فرهنگی است که ارتباط مستقیم با عرفان دارد بطوریکه شخص گردشگر سفری هدفمند را برای کسب معرفت یا دیدار از اشخاص و یا مکان های مقدس عارفانه آغاز می نماید. با توجه به اینکه جغرافیا علم فضا است و بررسی هر نوع فضایی در این علم پیوندی ایجاد کرده است که سایر علوم ادبیات و معماری و عرفان نیز از آن متأثر شده است از جمله این فضاها، فضاهای عرفانی است. فضاها و مکان های عارفانه ای که نقطه ا تصال و ارتباط نزدیک میان فرهنگ های ملل است.

باید گردشگری عرفانی را تقویت کرد

علی حسن زاده نیز که روزگاری به عنوان دبیر همایش گردشگری عرفانی استان سمنان نیز انجام وظیفه می کرد نیز، معتقد است: استان سمنان هم از قابلیت های فرهنگی و عرفانی بسیار بالایی برخوردار است به عنوان مثال، علاوه بر بایزید بسطامی که نماد عرفان مکتب خراسان در برابر مکتب بغداد محسوب می شده است، به علاءالوله سمنانی می توان اشاره داشت که اندیشه هایش بازتاب های فراوانی در میان معاصران و اخلافش داشته است. القابی که در مورد این دو عارف بزرگ به کار رفته است نشان دهندۀ آن است که ایشان از چه جایگاه و اهمیت بزرگی در عرفان و تصوف اسلامی برخوردار بوده اند.

در ایران معدود مراکزی هستند که ظرفیت بالقوۀ آنها در جذب گردشگران حوزۀ عرفان این گونه باشد. برای بیان نقش عرفای این منطقه در عرفان اسلامی می توان از واژه های پایه و اساس استفاده کرد از سوی دیگر امروزه منافع اقتصادی که در نتیجۀ گردشگران نصیب کشورها و یا شهرهای مقصد می شود بر کسی پوشیده نیست. تأمین نیازهایی چون محل اقامت، خوراک، سفرهای درون، برون شهری،  و خرید سوغات حداقل چیزهایی که است که هر گردشگر و در اینجا گردشگر عرفانی به آنها نیازمند است و به نوبۀ خود اینها اشتغالزایی و درآمد اقتصادی را به همراه می آورند لذا باید به سمت ترویج گردشگری عرفانی برویم هرکدام از بزرگان استان سمنان، خودشان یک مقصد گردشگری هستند و ما همه آنها را زیر یک سقف داریم.

به نظر من موضوع عرفان با بحث معنا مرتبط است. با این نگاه، در این دنیای مدرن و با پیچیدگی های خاص آن، بخشی از مردم امروزه به دنبال آشنایی و دستیابی به معانی ناب عرفان اسلامی هستند. در حقیقت بازدید از اماکن عرفانی بخشی از این موضوع را تشکیل می دهد.

بایزید بسطامی

فرزانه دریاباری در معرفی اجمالی بایزید می نویسد: ابویزید طیفور پسر عیسی پسر سروشان بسطامی ملقب به سلطان‌العارفین به ظاهر در نیمه اول قرن دوم هجری یعنی در سال آخر دوره‌ی حکومت امویان در شهر بسطام از ایالت کومش در محله مؤبدان در خاندانی زاهد و متقی و مسلمان چشم به جهان صورت گشود. فصیح احمد خوافی تولد او را در سال ۱۳۱ هجری ثبت کرده و نوشته است که جد او سروشان والی ولایت قومس (کومش) بوده است.

بایزید در تصوف استاد نداشته و خرقه‌ی ارادت از دست هیچ‌یک از مشایخ تصوف نپوشیده است، گروهی او را امی دانسته و نقل کرده‌اند که بسیاری از حقایق بر او کشف می‌شد و خود نمی‌دانست، گروهی دیگر نقل کرده‌اند که یکصد و سیزده یا سیصد و سه استاد دیده است.

بایزید از خاندان مؤبدان عالم و زاهد و متقی و حافظان و ناقلان علوم ایرانی مربوط به دوران قبل از اسلام بوده، و از دولت مادرزاد نصیب وافر داشته است. از اقران احمد خضرویه و ابوحفص و یحیی معاذ است و حقیق بلخی را نیز دیده و با او صحبت داشته است. اینکه برای وی استادی کرد تصور کرده‌اند شاید نتیجه‌ی این منقول ابوموسی خادم است که سفارش کرده قبر او را پایین‌تر از قبر استاد نهند. به هر جهت زندگانی این عارف بزرگ ایرانی مبهم است و خلط و مزاج فراوان در آن راه یافته و اطلاع ما در این باره بسیار محدود و ناقص است،

در میان عارفان ایرانی بایزید از نخستین کسانی است که به نویسندگی و به قولی به شاعری پرداخت. امام محمد غزالی در قرن پنجم هجری از آثار او استفاده کرده است ولی در حال حاضر چیزی از آثار قلمی وی در دست نیست. بدیهی است شهرت در امی بودن بایزید نیز به علت عدم اظهار خود او و بی‌زاری از تظاهر به آگاهی از علوم فخرآمیز ظاهری بوده است.

هانری کوربن درباره بایزید بسطامی چنین نوشته است: ابویزید طیفور بن عیسی بن سروشان بسطامی نیکانش زرتشتی بودند سپس پدربزرگش سروشان به اسلام گروید. ابویزید قسمت اعظم عمر را در شهر بسطام واقع در شمال شرقی ایران که بسقط‌الرأس او بوده گذرانید و در سال ۲۳۴ یا ۲۶۱هجری در همان جا بدرود حیات گفت.

ابویزید به حق از بزرگترین صوفیانی است که اسلام در طول قرنها پرورده است. تعلیمات او که بیان بی‌واسطه حیات باطنی او بود تحسین و حیرت شخصیت‌های گوناگون را برانگیخت در حالی‌که هرگز وظایف مربی اخلاقی و خطیب را بر عهده نگرفت حتی نوشته‌ای بر جای نگذاشت. اصول سلوک روحانی او از طریق روایات و پندها و آراء بدیع به ما رسیده است و آنها را شاگردان بلافصل او یا چند تن از مردمی که به ملاقات وی نایل آمده بودند فراهم آورده‌اند و مجموع این آثار از نظر الهیات و مقامات روحانی دارای ارزش بسیار است. این نکته‌های حکمت‌آمیز، در تاریخ روحانی اسلام به شطحیات معروف است.

برای دیدار از مقبره بایزید باید به شش کیلومتری شمال شاهرود و در شهر بسطام مراجعت کرد تا آرامگاه وی را در مجموعه تاریخی بسطام دید.

ابن یمین فرومدی

آن کس که نداند و نداند که نداند، در  جهل  مرکب،    ابدالدهر   بماند؛ آن کس که نداند و بداند که نداند، لنگان  خرک خویش به  منزل برساند؛ آن کس که بداند و نداند که بداند، بیدارش  نمایید که  بس  خفته  نماند؛ آن کس که بداند و بداند که بداند، اسب شرف ازگنبد گردون بجهاند این شعر را شاید بارها از پدربزرگ هایمان شنیده باشیم اما برای دیدار از مقبره شاعرش باید به فرومد میامی مسافرکرد آن هم ۴۵کیلومتری محور میامی-سبزوار. روستایی خشک اما زیبا که مقبره ابن یمین در میانه اش مانند نگینی در انگشتر می ماند.

درباره ابن یمین آمده است: امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدّین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی، مشهور و متخلص به - ابن یمین-  یکی از شاعران ایران در قرن هشتم هجری‌است و در قریه ایی در سبزوار خراسان به دنیا آمد.  پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده در روستای فریومد ملکی خرید و در آن‌جا ساکن گشت.

پدرش او را آموزش داد و از جوانی در شمار شاعران و منشیان عهد خویش درآمد؛ و مقام استیفا یافت و «مستوفی» خوانده شد و چون مانند پدر متصدی تحریر طغرا در آغاز حکم‌ها بود به «طغرایی» نیز مشهور گشت. قطعه‌های ابن‌یمین به سبب اشتمال بر اندرز و طعن و طنز رواج و شهرت بسیار یافت و بر زبان شعردوستان جاری گشت و از این بابت میان شاعران معاصر خود منفرد شد. در قصیده‌سرایی و مثنوی‌پردازی توانا بود.

ابن یمین شاهد کشاکش‌های پی‌درپی امیران خراسان در عهد فترت میان ایلخانان و حمله تیمور بود و گاه در این کشمکش‌ها و جنگ‌ها نیز حضور داشت. در واقعه‌ای که در سوم مرداد ماه ۷۲۱ - سیزدهم صفر سال ۷۴۳ هجری- میان ملک معزالدّین حسین کرت با خواجه وجیه‌الدّین مسعود سربداری در زاوه اتفاق افتاد و به شکست و فرار خواجه وجیه‌الدین مسعود انجامید؛ دیوان ابن‌یمین در ضمن غارت بنگاه امیر به یغما رفت و بنا به گفتهٔ خواندمیر خود شاعر نیز در این جنگ، به دست لشکر هرات گرفتار گشت، چون او را پیش ملک بردند، منظور نظر تربیت گردانید و بنابر آن‌که دیوان ابن‌یمین در آن مصاف تلف گشته بود، قطعه‌ای در آن باب گفت. اما تلاش برای یافتن دیوان او مؤثر نیفتاد و شاعر ناگزیر شد با گردآوردن شعرهای پراگنده خویش از اینجا و آنجا و افزودن اشعاری که پس از واقعه مذکور ساخته بود، دیوانی جدید ترتیب دهد

دیوان جدید او که اکنون در دست است، با مقدمه‌ای که شاعر در آن نوشته، در سال ۷۳۲ - ۷۵۴ هجری - فراهم آمده و از قصیده، غزل، ترکیب‌بند، قطعه و رباعی، مجموعاً در حدود ۱۵ هزار بیت دارد. سخن او روان و منسجم و خالی از تکلف و علم‌فروشی و به تمام معنی دنباله سبک خراسانی‌است.

ابوالحسن خرقانی

درباره ابوالحسن نیز گفته ها زیاد است اما همانگونه که محمد رضا میرشاهی دانشجوی دکترای تاریخ ادیان می گوید: شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف مشهور و ابوعلی سینا فیلسوف نامی و ناصر خسرو قبادیانی علوی، شاعر و متفکر ایرانی که معاصر شیخ ابوالحسن خرقانی بوده اند به خرقان رفته و با وی صحبت داشته و مقام معنوی او را ستوده اند همچنین گفته اند که سلطان محمود غزنوی پادشاه مقتدر به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی رفته و از وی کسب فیض کرده و نصیحت خواسته است.

از شاگردان ممتاز و مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجه عبدالله انصاری عارف قرن پنجم هجری است که سالها در خرقان زیسته و از انفاس پر برکت شیخ ابوالحسن خرقانی کسب فیض و معلومات کرده همچنین در مورد ارتباط معنوی بایزید بسطامی عارف قرن دوم و سوم هجری با شیخ ابوالحسن خرقانی که از وفات بایزید۲۳۴ هجری تا تولد شیخ ابوالحسن ۳۵۱ یا ۳۵۲ هجری، ۱۱۷فاصله است مطالب زیادی در آثار نویسندگان و محققان به ویژه عارفان قرنهای بعد آمده است، که قابل توجه و تأمل است.
بدیهی است اینگونه ارتباطات آشکار مؤید بقای روح  و استمرار و انتقال هویت و معنویت پنهان از چشم ظاهر بین بشری است؛ که فهم ضعیف و محدود ما به ندرت قادر به درک جلوه هایی از آن است.

ابوالحسن در دهستان قلعه نوخرقان در ۴۵کیلومتری شمال شهرستان شاهرود و بخش بسطام قرار دارد که باید برای رسیدن به آن از محور شاهرود-آزادشهر تردد کرد.

علاء الدوله سمنانی

علاء الدوله را بی شک باید از بزرگترین عرفای تاریخ ایران دانست احمد بن محمد بن احمد بیابانکی سمنانی را از لحاظ مقام دینی به لقب رکن الدین و به مناسبت خدمات جوانی اش در دستگاه دیوانی، علاءالدوله ملقب ساخته اند. کنیه وی را (ابوالمکارم یا ابی مکارم) نوشته اند. محققین و مورخین به واسطه قطبیت و ارشاد وی را (شیخ) و بعضی به مناسبت اصطلاح رایج فرق صوفیه اورا (شاه علاءالدوله) و برخی به علت قدرت و ثروتش (امی علاءالدوله) و عده ای از نظر شخصیت خانوادگی وی را از (ملوک سمنان) شمرده اند.

وی در ماه ذیحجه سال ۶۵۹ هجری قمری در قریه بیابانک سمنان که در دوازده کیلومتری جنوب غربی شهر سمنان واقع است متولد شد.

تحصیلات ابتدایی وی در مکتب خانه محلی بیابانک بوده است، تا سن پانزده سالگی که از علوم عقلی و نظمی چیزی آموخته و آنگاه به همراه عموی خویش ملک جلال الدین در دستگاه ارغون خان وارد شد و به تدریج مقرب در گاه شاه ایلخانی شد و دارای قبا و کلاه وسلاح گردید و در اندک مدت مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفت پدر شیخ علاءالدوله، محمد ملقب به ملک شرف الدین در دستگاه سلطنت ارغون خان و غازان خان پادشاهان ایلخانی دارای مقام و منزلت و اعتبار و عزت بود.مادر شیخ علاءالدوله سمنانی، خواهر رکن الدین صاین از عالمان و قاضیان بزرگ عهد ایلخانی بود و علاءالدوله فقه و حدیث را نزد او فرا گرفت.

شیخ علاءالدوله در ۲۶ سالگی تحصیلات عالی را آغاز کرد ادبیات عرب را نزد سید اخفش، علم فقه را نزد سید تاج الدین آموخت و استماع حدیث را از رکن الدین صایم و رشید ابن ابی القاسم نمود و اجازه روایت گرفت. سیر و سلوک عرفانی شیخ علاءالدوله از کناره گیری خدمات دیوانی و انفاق و تطهیر اموالش آغاز شد، چنان که غلامان و کنیزان خود را آزاد ساخت و حقوقی را که از دیگران بر عهده وی بود رها کرد و اموال خود را وقف نمود و خانقاه سکاکیه سمان را که منسوب به شیخ حسن سکاک سمنانی از مشایخ قرن پنجم و ششم هجری بود را باز سازی کرد.

شیخ علاءالدوله سمنانی در مدت شانزده سال یعنی از سال ۷۲۰ تا سال ۷۳۶ در خانقاه سکاکیه یکصدو چهل اربعین بر آورد و در در دیگر زمان یکصد و سی اربعین بر آورده بود، به این ترتیب در زندگی گرانقدر خود ۲۷۰ اربعین را به پایان رسانده بود و همی کوشید تا منزلتی عالی یافت و مردی صاحب کرامت شد و مشهور روزگار خویش گشت.

نام علاء الدوله بر تارک تاریخ و ادب شهرستان سمنان می درخشد مقبره او امروز در صوفیباد از روستاهای بخش مرن است.

استان سمنان مهد عرفای بزرگ

بی شک با وجود این عارفان نامی باید استان سمنان را در زمره مهد های عرفان دانست هرچند در این مجال دیگر جایی برای شناساندن منوچهری دامغانی، شیح شهاب الدین، سیخ حسن جوری که آرامگاهش در شاهرود است و دیگر عرفای نامدار این دیار نیست اما دست کم هفت مقصد گردشگری عرفانی در دیار قومس وجود دارد که می توان آن را در سطح دنیا معرفی کند.

امروز با گذشت صدها سال هنوز نام عرفای بزرگ دیار قومس بر تارک آسمان فخر و عرفان ایران اسلامی می درخشد چرا که اینجا مکانی است که بزرگان عرفان در آن جلوس کرده اند لذا باید گفت فصل بهار، نوزایی گیاهان و طبیعت، شاید بهترین زمان برای دیدار از این بزرگان تاریخ ادب وعرفان باشد که امروزنامشان در کنار مفاخر استان سمنان می درخشد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اسفند 1395    | توسط: بسطام نیوز    | طبقه بندی: شهرستان بسطام، اخبار شهرستان بسطام، بایزید بسطامی، شیخ ابوالحسن خرقانی،     |
نظرات()